سال انتشار: ۱۳۸۶

محل انتشار: دومین همایش سراسری طب اورژانس

تعداد صفحات: ۲

نویسنده(ها):

شراره قاسم زاده –

چکیده:

پژوهش هایی که در سال های اخیر در مرد پی آمدها و خسارات گسترده جهانی و مالی بلایای طبیعی در برخی کشورهای جهان انجام گرفته نمایانگر این است که آمادگی برای مقابله با بحران وجود نداشته و مقابله با بحران نیز به طور غیر موثر و غیر علمی انجام گرفته است.
افزون بر این ، مدیریت بحران ، مدیریت ناشایسته ، نا آزموده و آموزش ندیده بوده است . به عبارت دیگر واژه بحران مدیریت بجای مدیریت بحران جایگزین شده بود.
در بحث مدیریت شهری ، شهر مانند تمام سیستم ها مجموعه ای از اجزاست که با هم در حال تعامل هستند . اگر این اجزاء دچار مشکل شوند ، بر تعاملات اجزاء ودر کل سیستم تاثیر می گذارد . به طور کلی می توانشهر را موجود زنده ای تصور کرد که باید برای ادامه حیات و سلامتی آن برنامهئی وجود داشته باشد که مانع بروز بحران و یا حداقل ،کنترل بحران شوند. این فرایند را می توان مدیریت ریسک نامید.
اگر برای شهری قبل از بروز هر حادثه و بحرانی فکر شود و پیش بینی های لازم انجام گیرد.می توان بروز بحران آن را مدیریت کرد . از آنجا که شهر را مدیران شهری مدیریت می کنند. این مدیران در زمان بروز بحران باید بتوانند آن را مدیریت نمایند. پس در هنگام بروز بحرانها ، مسئولیت کنترل آنها بر عهده مدیران شهری است.
متن:
شدت و ابعاد برخی از بحران ها به حدی است که بشر باید با استفاده از دانش ، عقل ، منطق ، و ابتکارات خود به مقابله با با حوادث غیر مترقبه بپردازد . مدیریت علمی بحران برای بهره گیری گسترده از کلیه عوامل موثر در بهینه سازی کاهش خسارات ناشی از
بحران و مقابله با بحران پدید آمده است.
مدیران بحران می بایستی با روش های صحیح و موثر مدیریت بحران ، یک وضعیت بحرانی را با حداقل خسارات به سوی وضعیت عادی هدایت منند.
به عبارت دیگر ، مدیران مسئولیت دارند فرصتهائی طلایی ایجاد کنند که بتوانند بهترین کمک های خود را برای نیل به اهداف ایجاد محیط سالم و ایمن ارائه دهند.
مدییت بحران دارای چهار رکن اصلی کاهش خسارات – آمادگی – واکنش تضطراری و بازسازی است. سیستم جامع مدیریت بحران ، مخاطرات بالقوه و منابع موجود را ارزیابی کرده و طوری برنامه ریزی می نماید که منابع موجود را با مخاطرات موازنه کند تا با استفاده از منابعموجود بتوان بحران را کنترل کرد.
شش وظیفه مدیران بحران عبارتند از : برنامه ریزی ، جلب مشارکت مردمی، سازماندهی ، بکار گیری نیروی انسانی ، رهبری و نظارت .
هدف کلی ، بهینه سازی فعالیتهای مقابله با بحران و به حداقل رساندن خسارات ناشی از آن می باشد.
مدییت زمان را در نظر می گیریم که در آن ، مدیر موظف است هزینه ها و مدت پروژه ها را کاهش و تعداد و کیفیت پروژه ها و فعالیت ها را جهت نیل به اهداف افزایش دهد. به عبارت دیگرزمان شروع واکنش و امداد رسانی ، هزینه عملیات برای امداد رسانی و بازسازی باید کاهش یابد.
از طرف دیگر حجم عملیات آمادگی ، امدادرسانی و باز سازی ، کیفیت عملیات آمادگی، سطح آمادگی درمقابله با بحران و حجم اقدامات بازسازی و عادی سازی باید افزایش یابد.
نتیجه گیری:
میتوان با توجه به گفتار فوق برای مدیریت بحران مراحل زیر را تدوین نمود:
۱- پیشگیری و کاهش اثرات : کاهش احتمال وقوع یا اثرات ناشی از بلایا.
۲- مقابله : برنامه ریزی ، پژوهش ، آموزش و مانور
۳- بازسازی : بازگرداندن جامعه به حالت عادی و نه لزوما حالت پیش از بحران