سال انتشار: ۱۳۸۴

محل انتشار: ششمین کنفرانس بین المللی مدیران کیفیت

تعداد صفحات: ۱۸

نویسنده(ها):

سیامک عقلمند – دانشجوی دورة PhD مدیریت خدمات بهداشتی و درمانی، دانشکدة بهداشت و انستیتو
ابوالقاسم پوررضا – عضو هیات علمی گروه خدمات بهداشتی، دانشکدة بهداشت و انستیتو تحقیقات به

چکیده:

در دو دهة اخیر به دنبال ناتوانی نظامهای سلامت در پاسخگو یی به نیازها و انتظارات جدید بهداشتی ، درمانی و بازتوانی، گرایش بین المللی قو ی در ارتباط با اصلاح نظام سلامت با استفاده از ساز و کار اقتصادی یعنی » بازار محوری « شکل گرفته است . محتوای این اصلاحات را می توان در سه حوزه دسته بندی نمود : ۱ ) تجدید ساختار نظام سلامت ، ۲ ) خصوصی سازی ، ۳ ) دریافت پاره ای از هزینه های خدمات عمومی از مصرف کنندگان . نظام سلامت ایران هم به دلایل متعددی مانند نابرابری در دسترسی به خدمات ، ناکافی بودن منابع مالی و نامناسب بودن نحوه تخصیص آنها ، افزایش سرسام آور هزینه های درمانی و بازتوانی، پاسخگو نبودن به نیازهای جدید ناشی از گذر جمعیتی ، اپیدمیولوژیکی و اقتصادی و کیفیت نامناسب خدمات ، دچار چالشهای جدی شده است و نیازمند اصلاح زیربنایی می باشد . مطالعات انجام شده حاکی از آن است که اکثر کشورها به خصوص کشورهای در حال توسعه، تجربیات ناموفقی در زمینة اصلاح نظامهای سلامت داشته اند . خلط بحث » محتوای اصلاح « با » فرایند اصلاح « یکی از علل عمدة شکست این برنامه ها می باشد . در مرکز فرایند اصلاح قرار دارد و به عبارت دیگر بحث فرایند اصلاح یک موضوع « اصلاح سازمانی » مدیریتی است تا سیاسی و اقتصادی . بنابراین لازمه اجرای موفقیت آمیز فرایند اصلاح، اتکا به یک » فلسفة مدیریتی « جامع و کاربردی است .
این فلسفه باید از یک طرف پاسخگوی نیازها و تقاضاهای جدید و در حال تغییر جامعه باشد و از طرف دیگر تغییر و اصلاح سازمانی را در راستای اهداف اصلاحات در بطن خود داشته باشد . فلسفة
مدیریت جامع کیفیت واجد چنین خصوصیاتی است . از این رو گزینة پیشنهادی مولفین برای اصلاح نظام سلامت در ایران، استقرار این پارادایم مدیریتی می باشد