سال انتشار: ۱۳۸۴

محل انتشار: پنجمین همایش مراکز تحقیق و توسعه صنایع و معادن

تعداد صفحات: ۶

نویسنده(ها):

علی فهیم – مدیر تکنولوژی و توسعه ساخت، شرکت شتابکار

چکیده:

برای تضمین بقا در عرصه رقاب جهانی، ناگزیر از استفاده هرچه بهتر از سرمایه های موجود می باشیم و اقتصاد امروز استفاده از سرمایه های نه چندان ملموسی که تاکنون بی اهمیت می نموده را در کنار سرمایه های ملموس فیزیکی، به سازمانهای دیکته می کند که از مهمترین آنها، انسانها، البته نه به عنوان عواملی اجرایی صرف سازمان، بلکه بعنوان مالکان اصلی دانش مطرح می باشند.
اگر از دانش بطور شفاف به عنوان ابزار اصلی واحدهای تحقیق و توسعه یاد کنیم، این واحدها بیش از دیگر قسمتهای سازمان متاثر از این سرمایه عظیم می باشند و مدیریت دانایی بیشترین نقش خود را در این واحدها به نمایش می گذارند . ابزار مدیریت دانایی، وظیفه جذب، ارتقا و حفظ این سرمایه عظیم را دارد. سرمایه ای که پیوسته در گردش بوده و سکون آن موجب زوال آن می گردد. انسانها با ورود خود به یک سازمان، دانش خود رابه سازمان انتقال و در طول فعالیت در سازمان با تجربه های پر هزینه به آنافزوده و با ترک سازمان این دانش را با خود می برند.
و آنجا که محور انسان باشد، فرهنگ بعنوان مجموعه ای از باورهای انسانی، ناگزیر رکن بوده و بی توجه، که نمی توان از آن گذشت، در بیشتر سازمانها هنگاماستقرار مدیریت دانایی با یک مقاومت فرهنگی مواجه می شویم که ناشی از همان باورهای انسانی است. باورهای کاملاً صحیح و زیبا از آنکه دانش، سرمایه ای است کارآمد اما غافل از آنکه این سرمایه جمعی است نه فردی.