سال انتشار: ۱۳۸۲

محل انتشار: اولین کنفرانس توسعه منابع انسانی

تعداد صفحات: ۱۵

نویسنده(ها):

احمد راه چمنی – مدیر بازرگانی و بازاریابی

چکیده:

از میان مفاهیمی که طی دهه ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ در مدیریت مطرح شدند مانند مدیریت کیفیت جامع، مهندسی مجدد فرایندهای کسب و کار، یادگیری سازمانی، مدیریت دانش و … به نظر میرسد که دانش و مدیریت دانش توجه زیادی را در محافل دانشگاهی و تجاری به خود اختصاص داده باشند.
رویارویی با رقابت جهانی و محیطهای که روز به روز پویاتر می شدند . سازمانها را مجبورکرد افرادی را با استعدادهای مختلف درکنار هم گرداوری کند و از تجربه آنها برای دستیابی به بازارها و تکنولوژی ها یجدید استفاده نمایند. سازمانهای عمومی بزرگ که زمانی به واسطه زیر بناهای تکنولوژیکی و امکانات فیزیکی عظیمشان شکست ناپذیر به نظر می رسیدند، درپاسخ به نیازهای متغیر بازار و مشتریان ، انعطاف پذیری لازم را نداشتند و نمی توانستند در محیط های پیچیده و پویای امروزی دوام بیاورند. همه اینچالشها به این دلیل اتفاق می افتاد که مدیران به طور سنتی با منابع فیزیکی و مشهود سر و کار داشتند. در حالی که در جامعه فرا صنعتی کنونی، یک منبع استراتژیک نامشهود به نام دانش مطرح شده است که از آن تحت عنوان منبع کلیدی برای اقتصاد امروز نیز یاد می شود. همه این موارد باعث توجه بیشتر به مقوله دانش و مدیریت دانش درچند سال اخیر شده است.
متعاقب درک اهمیت دانش از سوی سازمان ها ، سیستم های مدیریت دانش سازمانی (OKMS) برای مدیریت دانش شکل گرفتند.
نسل اول دیدگاههای را که برای مدیریت دانش مطرح شدند می توان مدیریت دانش تکنولوژی مدار نامید. در این سیستم ها که باموفقیت نیز روبرو نشدند انسان نقش چندان مهمی در فرایندهای مدیریت دانش – مخصوصا فرایندهای خلق و انتشار دانش – نداشت.
در نسل دوم، مدیریت دانش – مدیریت دانش انسان مدار – چالش مدیریت افراد مطرح شد. در این سیستم ها ضمن استفاده از تکنولوژیهای پیشرفتهبه ویژه فناوری اطلاعات، انسان نقل اضلی را در فرایندهای مدیریت داشتن عهده دار می باشد. استفاده از این رویکرد برای مدیریت دانش منجر به ایجاد مزیت رقابتی برای سازمان می گردد. امروزه بسیاری از شرکتهای پیشرو این رویکرد را برای مدیریت دانش سازمانی خود انتخاب کرده اند.