سال انتشار: ۱۳۹۳
محل انتشار: اولین کنفرانس ملی تحقیق و توسعه در هزاره سوم
تعداد صفحات: ۱۱
نویسنده(ها):
فاطمه حسن نیا – دانشجوی ارشدمدیریت دولتی تحول دانشگاه آزاد علی اباد
فریدون آزما – استادیار دانشگاه وعضو هیآت علمی دانشگاه آزادعلی اباد

چکیده:
در سال های اخیر، سازمان ها و شرکت های مختلف، پیوستن به روند دانش را آغاز کرده اند و مفاهیم جدیدی چون کار دانشی، کارکنان دانشی، مدیریت دانش و سازمان های دانشی، خبر از شدت یافتن این روند می دهند. مجموعه ای از رویه هایی برای خلق وبه اشتراک گذاری دانش در سازمان تعریف شده است که دستیابی به ماموریت و اهداف سازمان را به حداکثر می رساند. مزیت رقابتی اصلی سازمانها در سرمایه دانشی آن ها نهفته است .بزرگترین شرکت های دنیا برتری خود را نه در دارایی های انباشته ناشی از کارخانجات و حتی بازارهای بزرگ پیشروی آنها، بلکه در دانش در جریان فرآیندهای خود کسب کرده اند سازمان های درگیر در امر مدیریت دانش از یکطرف با چالش هایی همچون فشارهای مالی، رشد سریع فناوری، نفش در حال تغییر کارکنان، ارزش های رقابتی و در کل تغییرسریعجهان مواجه اند و در تلاش برای دستیابی به اهداف اساسی خود یعنی آموزش، پژوهش و خدمت رسانی به جامعه هستند. . با پیاده سازی مدیریت دانش امرذخیره سازی، انتقال و بازیابی دانش موجود و همچنین ایجاد امکان تعام بین پژوهش گران تسهیل و تسریع می شود . استراتژیست ها، دانش رای منبع دارایی اولیه، درگذار از رویکرد منبعمحور در سازمانها به رویکرد دانشمحور تلقی میکنند و ارزشدانش براساس نحوه به کارگیری آن درفرایندهای سازمان، درراستای تولید کالاها وخدمات ارزیابیمیشود لازمه موفقیت یک اقتصاد و یک سازمان، موفقیت عوامل دانش محور در آن سازمان است . اقتصاد دانش محور الگوی خود را از رقابت مبتنی بر صنعتی شدن و هزینه محور به تولید موثر و توزیع و انتقال دانش برای خلق ثروت تغییر داده است. از این رو توسعه ظرفیت نوآوری سازمانها و جذب دانش جدید قطعا کلید توسعه اقتصاد دانش محور است از سوی دیگر اشترا گذاری دانش درموفقیت سازمان، عاملی کلیدی است.