سال انتشار: ۱۳۸۵

محل انتشار: دومین کنفرانس بین المللی مدیریت فناوری اطلاعات و ارتباطات

تعداد صفحات: ۱۰

نویسنده(ها):

مسعود تدین – کارشناس ارشد مهندسی صنایع – سرپرست برنامه ریزی و کنترل پروژه

چکیده:

با توجه به وضعیت ویژه از لحاظ منابع سرشار (از جمله انرژی)، موقعیت جغرافیایی مناسب، جمعیت جوان و … ، در دهه اخیر شاهد اجرای پروژه های عظیم در بخش های مختلف صنعت نفت و گاز کشور بوده ایم. برای اجرای طرح ها وپروژه هایی از این قبیل به تشکیل شرکت های پیمانکار عمومی (General Contractor) GC نیاز داریم. GC پیمانکاری است که مسوول آماده سازی، هماهنگی و تکمیل تمامی کارهای یک پروژه است. با توجه به ماهیت و ذات شرکت های پیمانکار عمومی و به دلیل فرایندهای کلان حاکم بر آنها به سازماندهی منسجم و کارا برای رسیدن به مدیریتی اثر بخش نیاز دارند. این سیستم، سیستمی است که بتواند از پس حجم، گستردگی ، پیچیدگی و نظم طلبی مورد نیاز شرکتهای GC و پروژه های برآیند، برای رفع این نیاز، مهم ترین ابزار و سلاح GCها تجربه و دانش آنهاست. بررسی و بازنگری مجددفرایندها و ارتقای کیفی سطح پیمانکاران ایرانی ضروری و حیاتی به نظر می رسد. مدیریت دانش به عنوان یک راهبرد (استراتژی) همراستا با برنامه ریزی راهبردی سازمان های مدیریت پروژه، شرط بقا و تعالی سازمان پروژه ها و GC هاست، تا بوسیله آن به بهره وری ، توسعه، نگهداشت، تعالی و … منابع انسانی بیانجامد. در این مقاله با تلفیق مدیریت راهبردی با مدیریت دانش ومدلی برای مدیریت راهبردی دانش در شرکت های پیمانکارعمومی ارایه شده است. ، همچنین ضمن بررسی روش های توسعه منابع انسانی کمپانی های بزرگ نفتی جهان و طرح دیدگاه راهبردی مدیریت دانش درسازمان های مجری پروژه های کلان و تاکید بر سه محور اصلی کارکنان ، دانش و سیستم به ارایه مدلی برای استقرار مدیریت دانش برای GC های ایرانی پرداخته شده است.