سال انتشار: ۱۳۸۴

محل انتشار: پنجمین همایش مراکز تحقیق و توسعه صنایع و معادن

تعداد صفحات: ۱۳

نویسنده(ها):

محمدعلی نعمتی –

چکیده:

مدیریت دانش، پدیده ای چندان جدید نیست. و در صدها سال پیش که صاحبان مشاغل مختلف، تجارب حرفه ای خود را به دیگران منتقل می کردند، وجود داشته است. در سالهای اخیر «مدیریت دانش» به موضوعی مهم و چالش برانگیز تبدیل شده است ولی در اوایل دهه ۱۹۹۰ این واژه به طور جدی وارد مباحث سازمانی گردید. و تئوریسین های متعددی در تکامل مدیریت دانش سهیم بوده اند که از معروفترین ایشان می توان به پیتر دراکر (peter Drucker) ، پیتر استراسمن (peter Strussman) و پیتر سنگه (peter Senge) اشاره کرد. هم چنین با ظهور اینترنت، مدیریت دانش از جایگاه ویژه ای برخوردار شد. و در سال ۱۹۹۰ به صورت مستقیم روی اینترنت رفته است و مدیران به صورت فعال از آن استفاده می کنند و سازمانها برای مدیریت و متعادل سازی دانایی آشکار و نهان در سازمان در راستای رسیدن به مزیت رقابتی، سمینارها و کنفرانس های متعددی درزمینه مدیریت دانایی برگزار می نمایند همزمان با تغییرات وابستگی از منابع کالبدی و مادی به منابع انسانی و فکری، مدیران نیز ناگزیر شدند به بررسی دانش سازمانی و چگونگی بهره برداری مطلوب تر از آن بپردازند. در همینز مان توسعه دانش سازمانی مورد اهتمام مدیران قرار گرفت. گرچه در گذشته سازمان ها به دنبال دستیابی هرچه بیشتر به اطلاعات و دانش بودند. اما امروزه با انبوهی از اطلاعات و داده های گوناگون مواجه اند که در بسیاری از موارد، اداره صحیح از آنها به دشواری صورت می پذیرفت. بنابراینبا گذشت زمان مدیران متوجه شدند که سالها اطلاعات و تجربه با ارزش را از دست داده اند. از این رو برای جلوگیری از تکرار این بحران سعی دارند تا از طریق مدیریت دانش، دانایی انباشته در ذهن کارکنان خود را بدست آوردند تا بتوانند آن را به راحتی با دیگران در سازمان تقسیم نمایند. از این رو در مدیریت دانش فکر محوری، جایگزین سرمایه محوری می گردد. گاهی به اشتباه مدیریت دانش و مدیریت اطلاعات همسان تلقی می شوند و این در حال است که این دو یکی نیستند بلکه مدیریت اطلاعات، به طور مشخص بر داده ها تمرکز دارد. در صورتی که دانش در حقیقت داده هایی است که در زمینه ی معین قرار گرفته و دارای معنی و مفهوم خاص می باشد.