سال انتشار: ۱۳۸۶

محل انتشار: نخستین کنگره بین المللی مدیریت ریسک

تعداد صفحات: ۱۳

نویسنده(ها):

قاسم موذنی – دانشجوی کارشناسی ارشد حسابداری دانشگاه اصفهان

چکیده:

امروزه دربین ۵ وظیفه اصلی مدیر، یکی از مهمترین آنها برنامه ریزی می باشد . به گونه ای که اگر چه وظایف مدیران به هم مربوط و مکمل یکدیگر است، ولی برنامه ریزی نسبت به سایر آنها نوعی اولویت و تقدم دارد و می تواند نتایج مطلوب و یا نامطلوبی را برای سازمان فراهم آورد .
استراتژی دارای ۵ بعد طرح و نقشه، تمهید، الگو، جایگاه و دیدگاه می باشد و جوهره اصلی آن تشخیص فرصت های اصلی و تمرکز منابع در جهت تحقق منافع نهفته در آن است . هیچ چیز سهل الوصولی در دنیای رقابت مزیت نیست . در نتیجه استراتژی زاییده فضای رقابتی و منابع محدود است . بنابراین باید فرصت های اصلی را تشخیص و منابع محدود را روی آنها متمرکز کرد .
در واقع نقش استراتژی تبدیل فرصتهای بالقوه به فرصت های بالفعل می باشد . استراتژی خلاق و اثربخش حاصل تفکر استراتژیک است و برنامه ریزی استراتژیک تسهیل روند کار و پیاده سازی نتایج آن را برعهده دارد .
بدین ترتیب آنچه که می تواند باعث ایجاد، حذف، کاهش و یا افزایش ریسک در یک سازمان باشد، تفکر و برنامه ریزی استراتژیک اثر بخش می باشد .
این نوشته با این باور که فرصتهای بالقوه برای همه سازمانها وجود دارد اماکشف و توانایی تبدیل آن به فرصت بالفعل، به ترتیب به پارادایم ها، قابلیت ها و حوزه سازمان و نیز میزان خطر پذیری آنها بستگی دارد؛ سعی دارد تا از طریق ایجاد یک رابطه منطقی بین ریسک سازمانی و استراتژی اثر بخش، راهکارهایی را برای کنترل و مدیریت ریسک فراهم آورد .