سال انتشار: ۱۳۸۶

محل انتشار: ششمین همایش مراکز تحقیق و توسعه صنایع و معادن

تعداد صفحات: ۱۸

نویسنده(ها):

وحید مرندی – کارشناس‌ارشد مهندسی فرآیند- متخصّص کارآمدسازی، انستیتو پاستور ایرا

چکیده:

اگر رونق و رشد تحقیق و توسعه در سازمان‌ها با معیارهای جهانی‌شدن، مستلزم ارتباط و همکاری بین کشورها باشد، تعامل مثبت کشورها در روند جهانی‌شدن نیز مستلزم پای‌بندی به ارزش‌های کلیدی در کار و وجود چارچوب‌های مشترک در حوزة کارآیی و اثربخشی فعاّلیت‌ها خواهدبود. بدون شک، الزامات توسعة صنعتی و همراهی با تحولات جهانی، کشور را ناگزیر از حضور مؤثّرتری در عرصة تولید علم و فن‌آوری نموده است که البته نقش تحقیق و توسعه در آن، بسیار پررنگ می‌نماید.
مسابقة جهانی برای فروش بیش‌تر ( و بعضا ارزان‌فروشی)، هم‌چنین تشدید فزایندة رقابت با ارائة بهترین کیفیت برای تصاحب بازار، موجب‌شده تا کاهش هزینه‌های تولید از طریق افزایش بهره‌وری، اتّخاذ روش‌های نوین برای طراّحی محصول، فعاّل‌سازی هرچه بیش‌تر واحدهای تحقیق و توسعه و سرمایه‌گذاری برای آن‌ها، در سرلوحة امور مربوط به رقابت در بازار جهانی قرارگیرد. هرچند افزایش کارآیی و اثربخشی فرآیندها و در نهایت افزایش رقابت‌پذیری، همه در گروی شناخت پیچیدگی‌های نظم نوین و سامانة اقتصاد جهانی است اما عدم توجه به برخی زیرساخت‌های فرهنگی و اجتماعی در راستای این برنامه‌ریزی‌ها، می‌تواند انحراف‌آمیز شده و سودآوری سرمایه‌گذاری‌های انجام‌شده و اثربخشی آن‌ها را با تردید مواجه سازد.
این نوشتار به یکی از مهم‌ترین چالش‌های مدیریت کشور به‌منظور توسعه و رقابت در سامانة نوین اقتصاد جهانی می‌پردازد. از این رو، ابتدا ویژگی‌های نظم نوین اقتصادی و ساز‌ و‌کارهای فعاّلیت در این نظام مورد بررسی قرار گرفته است. هرچند مقایسة بین مؤلّفه‌های تشکیل‌دهندة ثروت کشورها، نشان می‌دهد که بهبود ساختار منابع‌انسانی از نظر تحصیلات و مهارت‌ها، از اهمیت ویژه‌ای برای توسعة کشور برخوردار می‌باشد اما با مطالعات انجام‌شده، به‌نظر نمی‌رسد این عامل نیز به‌تنهایی بتواند فارغ از برخی مؤلّفه‌های اشاره‌شده، در تولید ثروت و ایجاد توسعه مؤثر باشد. نتایج پژوهش حاضر نشان می‌دهد که شناخت این مؤلّفه‌ها، مقدم بر سرمایه‌گذاری بی‌محابا برای تاسیس و تجهیز واحدهای تحقیق و توسعه می‌باشد. عواملی که در ادبیات توسعه، به‌عنوان سرمایه‌های ناملموس قابل‌طرح می‌باشد. رویکرد نوین به برآورد ثروت ملل، مؤید اهمیت این سرمایه‌ها و نقش اساسی مدیریت آن در روند توسعة کشورهاست که در این نوشتار، به عنوان یک بحث چالشی ارائة شده است.