سال انتشار: ۱۳۸۷

محل انتشار: اولین همایش نوآوری و کارآفرینی

تعداد صفحات: ۱۱

نویسنده(ها):

محمد اسماعیل انصاری – استادیار گروه مدیریت دانشگاه اصفهان

چکیده:

تفکرات اخیر در رابطه با نوآوری باز، اکوسیستم های تجاری و اقتصاد مبتنی بر دانش، بر اهمیت منابع خارجی دانش در برانگیختن نوآوری تأکید دارند. سیاست گذاران اهمیت دانش خارجی را از طریق تأسیس مراکز تحقیق و توسعه عمومی (PRCs) با اهمیت پیوند دادن علم و صنعت، تصدیق کرده اند. اثری که مراکز تحقیق و توسعه عمومی بر روی نوآوری و رشد اقتصادی دارند، موضوع بسیاری از مقالات است [۱]. بیوگل سدیک و کورنتدر سال ۲۰۰۱ دو نوع متفاوت از راه های انتقال دانش را ارائه دادند: ۱- انتقال دانش از طریق پرداخت پول، که مناسب مکانیزم بازار است. ۲- انتقال محض دانش که نتیجه مبادله دانش بدون پرداخت وجهی است [۲]. شکل دهی به این دو روش انتقال دانش در واقع مدیریت ( تشخیص، رشد و بهره بردای ) مالکیت فکری(IP)بوسیله مراکز تحقیق و توسعه و دیگر سازمان ها است [۳]. وجود مدیریت مالکیت فکری در واقع شرکت ها را قادر می سازد تا ارزش ها را خلق و حفظ کنند. مدیریت مالکیت فکری نشان دهنده ی اهداف استراتژیک سازمان در بخش تحقیق و توسعه است. تکنولوژی در واقع جزء لاینفکی از تجارت است. با این وجود تعاریف متفاوتی در رابطه با اینکه تکنولوژی چیست، وجود دارد و یک تعریف مشترک جهانی از تکنولوژی وجود ندارد که نشان دهد که تبدیل تکنولوژی با سرعت بسیار زیادی اتفاق می افتد. دانشمندان علوم طبیعی، تکنولوژی را به عنوان مجموعه ای از تجهیزات و دستگاه ها تعریف می کنند که از آنها برای آزمایشات علمی استفاده می شود. دانشمندان تکنولوژی اطلاعات به تکنولوژی به عنوان سخت افزار و نرم افزار کامپیوتر نگاه کرده که می تواند برای خودکار کردن عملیات داخلی تجارت مورد استفاده قرار گیرد و مدیران کارخانه های تولیدی بیان می کنند که تکنولوژی شامل تمام دارایی هایی است که باعث افزایش فعالیت های تولیدی می شود. و یا یک اقتصاددان به تکنولوژی به عنوان وسیله ای جهت بهبود بهره وری در مقیاس جهانی، می نگرد. تئوری این دیدگاه ها نشان دهنده ی چالش هایی است که در رابطه با موضوع " درک چگونگی تأثیر تکنولوژی بر فعالیت های تجاری و اجتماعی "، وجود دارد. بورگل منو دیگران [۴] تکنولوژی را بدین صورت تعریف کردند که " تکنولوژی دانش نظری و عملی و مهارتهایی است که برای توسعه محصول و خدمات، سیستم های تولید و تحویل کالا مورد استفاده قرار می گیرد. تکنولوژی می تواند در افراد، مواد، فرآیندهای فیزیکی و شناختی، کارخانه، تجهیزات و ابزارها تجسم شود. عناصر کلیدی تکنولوژی هم می تواند به صورت آشکار و هم ضمنی وجود داشته باشد." در این مقاله این موضوع مورد بررسی قرار می گیرد که هر کدام از شرکت های بزرگ یا کوچک در صنعت باید از کدام یک از مدل های مالکیت فکری پیروی کنند و همچنین به این موضوع پرداخته می شود که دارایی های متفاوت تکنولوژی، سطوح متفاوت از رشد و رقابتی بودن را در مراحل مختلف چرخه حیات شرکت به همراه دارند و اینکه چه دسته از این دارایی ها باید برای نیل به مرحله ی رشد و توسعه مورد استفاده قرار گیرد.