سال انتشار: ۱۳۸۹

محل انتشار: همایش ملی حاکمیت و دولت شایسته در ایران ۱۴۰۴

تعداد صفحات: ۲۵

نویسنده(ها):

اصغر مهاجری – دکتری جامعه شناسی و استاد دانشگاه

چکیده:

ایران اسلامی با ادبیات غنی ، هویت تاریخی ، فرهنگ و ایدئولوژی آرمان گرایانه دینی و ملی ، اطلس جغرافیای ثروتمند ، سرمایه اجتماعی پویا و سرمایه انسانی ارزشمند و ساختمان جمعیت جوان و با داشتن انگیزه های روانی و فرهنگی در ۳ دهه گذشته عزم جزم کرد تا با رهبری رهبران سیاسی ، اندیشمندان و روشنفکران خود برای رسیدن به توسعه پایدار و بهره مندی از عدالت ، امنیت ، ثبات ، رفاه ، نشاط و آسایش ، ساختارهای کشور را تغییر دهد و حکمرانی شایسته ای رادر ایران حاکمیت بخشد. به همین دلایل در گرانگاه ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ ، انقلاب اسلامی به پیروزی رسید و پس از آن کشور ایران مسیر حکومتی خود را تغییر داد. از این روی جامعه ایرانی با تاثر از عوامل داخلی ( عوامل درون زا ) و عوامل خارجی ( عوامل برون زا ) در نگرش های مردم و جامعه به شیوه مدیریتی تغییر ایجاد کرد و سپس با ایجاد زیرساخت های لازم در قالب قانون اساسی ، سند های فرادستی و غیره و با هدف تمرکززدایی و گزینش مدیریت مشارکتی ، نقشه راهی را طراحی کرد که با حاکمیت شیوه مدیریتی خاص به حکمرانی خوب در اداره محل ها (کشور، شهر و روستا )دست یازد و در این شاهراه با تاکید بر تاکتیک کوچک زیباست به توسعه پایدار نایل آید.اداره امور محلی با بهره مندی از ظرفیت ها ، قابلیت ها و توان مندی های محلی و توسعه نظام شورایی و مدیریت محلی یکی از مطمئن ترین راه های رسیدن به اهداف ، آرمان ها و مطلوب های انقلاب اسلامی ، قانون اساسی و سند چشم انداز است و تاکتیک مدیریت محلی موفق ترین و برترین تاکتیک مدیریت رسیدن به این استراتژی و برنامه های راهبردی ایران می باشد. حال اینکه شرایط و بسترهای لازم برای عملیاتی شدن این تاکتیک طراحی شده است و یا عزمی برای اجرای این تاکتیک وجود دارد و آیا ساختارهای لازم در قالب یک وحدت بینشی نظام مند و ساختی کارکردی برای رسیدن به راهبرد های نظام جمهوری اسلامی به وجود آمده و نظام شورایی و مدیریت محلی به عنوان خرده نظام و به عنوان تاکتیک برتر با سایر خرده نظام ها و سایر تاکتیک های جامعه و استراتژی ایران هم خوانی ، همنگری و هارمونی دارد ،آیامی توان در این شاهراه مشارکت مردم را نهادی کرد وبه توسعه پایدار رسید، می باید پژوهش کرد ، بررسی نمود و نتیجه را دید یافته های پژوهشی و مطالعاتی از واقعیت های نظام شورایی و مدیریت مشارکتی و محلی ایران بر کارکردی نشان می دهد که در واقعیت های نظام اساس چارچوب نظری و بینش ساختی شورایی و مدیریت محلی کامیابی های لازم برای نیل به حکمرانی خوب و شایسته وجود ندارد و به دلایلی چون عدم همگونی و تعادل در ساختارهای طراحی شده برای رسیدن به انسجام در نظام مدیریتی ، شوراها موفقیت کامل بدست نیاوردند و دچار چالش ها و موانع شدند. وجود تعارض در قوانین و به ویژه قانون اساسی و کاستی در سایر قوانین ، تمایل و عدم تمایل دولت ها به تمرکز زدایی ، تمرکزگرایی در ادوار مختلف ، ناپایداری جامعه پذیری سیاسی و عدم پاسخگویی به مطالبات شهروندی و از همه مهمتر عدم اجرای کامل قانون اساسی و عدم طراحی سیاست کلان در مورد شوراها و مدیریت محلی از مهمترین چالش ها و موانع سر راه مدیریت محلی و نظام شورایی به عنوان برترین تاکتیک سند چشم انداز محسوب می شود که می تواند توسعه پایدار ، مدیریت مشارکتی و حکمرانی شایسته در ایران را دچار ناکامیابی بکند.