سال انتشار: ۱۳۸۳

محل انتشار: اولین کنفرانس بین المللی مدیریت پروژه

تعداد صفحات: ۱۷

نویسنده(ها):

مهشید یزدان پناه – مدیرعامل انستیتو مهندسی کیفیت ، مشاور و مدرس مدیریت مهندسی

چکیده:

با پیچیده تر شدن روزافزون صنایع مختلف و ایجاد فصل مشترک های گس ترده تر بین بخش های مختلف صنعتی و شاید مهم تر از این دوعامل، ارتباط تنگاتنگ، اقتصاد، فرهنگ، سیاست و صنعت با توسعه پایدار، ضرورت بهره گیری هدفمند و سیستماتیک از تیم های Cross functional در درون پروژه ها و پا به پای آن در فصل مشترک پروژه ها با ذینفع های آن افزایش می یابد . بدون شک یکی از مباحث ارزنده ای که با تدوین و جاری سازی آن می توان کمک شایانی به کارآیی و اثربخشی مدیریت پروژه نمود، جایگاه این تیم ها در چرخۀ عمر پروژه است . این سوء تفاهم که پروژه های فرعی می توانند این نقش را برای تیم پروژه بازی کنند، نخست مرا برآن داشت که موضوع مقاله را به این تیم ها درون پروژه و در چارچوب مدیریت پروژه ببینم . Project لیکن مطالعات اولیه موضوع مهم تر و شاید لازم تری را پیش آورد . واقعیت این است که این تیم ها در بعد کلانSustainability Management را یاری می رسانند . به بیان روش ن تر دلیل وجودی این تیم ها در ساختار مدیریت پروژهایجاد گفتگوی روشن و شفاف در مورد تأثیرپذیری و تأثیرگذاری بخش های تخصصی مختلف بر یکدیگر و اتخاذ شیوه های مستند تصمیم گیری در انتخاب هاست . کاری که به هیچ وجه از عهدۀ تیم های پروژۀ فرعی در ساختار مدیریت پروژه برنمی آید . در سطح کلان همانطور که پروژه های طراحی و ساخت به پروژه های عمرانی یا ملی و بین المللی تبدیل می شوند، ابعاد این تأثیر پذیری و تأثیر گذاری بین بخشی، از یک قشر یا طبقه به یک ملت و از یک دهه به چند دهه و از یک میلیارد به ده ها میلیارد گسترش می یابد . حتی ممکن است مسائلی مانند، حاشیه نشینی، مهاجرت، بیکاری، زیان به منابع طبیعی، آلودگی محیط زیست و تهدید سلامتی یک منطقه را به همراه داشته باشد . با رشد و توسعه دانایی بشر دربارۀ سیستم های اکولوژیک، توجه و مراقبت از منابع در فعالیت های مختلف انسان، نقش تع یین کننده تری به خود اختصاص داده است . به گونه ای که صاحبان پروژه های مختلف عمرانی، اقتصادی و حتی فرهنگی سعی دارند با احداث و نوسازی تسهیلات و زیرساخت های مناسبی بهره گیری از منابع را اثربخش تر نمایند . دست یابی به این هدف این سئوال را برای مالکان پروژه ها م طرح می کند که آیا طرح ها و فرآیند های اجرایی پروژۀ آنها در راستای توسعه پایدار قرار دارد؟ و چگونه می توان پروژه ای را به اجرا در آورد که به توسعه پایدار کمک کند و این میزان را سنجید؟ در این مقاله ضمن پاسخ گویی به این سئوالات نتایج فعالیت های بین المللی انج ام گرفته توسط سازمان های صاحب صلاحیت برای یادگیری و استفادۀ مدیران و مالکان پروژه ها ارائه می شود . اهداف توسعه پایدار به مسائل و مشکلات کل جامعه مانند گرم شدن زمین، تنوع انواع، دسترسی به آب سالم و منابع طبیعی و انرژی، نظر دارد . طبیعتاً پاسخگویی به چنین مس ائل مهمی نیز به کل جامعه برمی گردد، لیکن مالکان پروژه ها در فعالیت های عمرانی و اقتصادی خود انتخاب هایی را در اختیار دارند که تأثیر مستقیمی بر این مسائل دارد . به بیان روشن تر مالکان پروژه ها می توانند و باید الزامات مربوط به توسعه پایدار را تعریف و مشخص نمایند .