– تغييرات کالبدي در تبديل آتشکده:

*برداشتن مجمر آتش از مرکز فضاي داخلي

* بستن بدنه سمت قبله و ايجاد محور به سوي خانه کعبه

* بستن بدنه هاي دو سوي قبله

*کوچک کردن بدنه مقابل قبله و ايجاد درب ورودي

*ايجاد يک حياط محصور در مقابل قبله با چند درب

*تغييرات ماهوي در تبديل آتشکده به مسجد

– با برداشتن مجمر آتش از مرکز فضاي داخلي و دعوت نيايشگران به داخل ،  عملاً هر نوع واسطه اي را بين انسان و خداوند حفظ نموده و به قول حافظ شيرازي عمل کردند که ،  «آتشي که نميرد هرگز،  در دل ماست » و مضمون حديث «خداوند در زمين و آسمان نمي گنجد ولي در قلب مؤمن حضور دارد٢٧»را با اين تغيير نشان دارند،  حذف واسطه بين انسان و خدا،  يعني حذف شرک و اين از مهم ترين اصول توحيد اسلامي است .

– با بستن بدنه هاي چهارسو و ايجاد درب،  فضاي چهارطاقي را که ،  عملاً يک فضاي سر پوشيده ولي برونگرا و سير در آفاقي بود،  تبديل به يک فضاي درونگرا و مناسب براي تفکر و تمرکز روحي نمودند.

– با ايجاد محور قبله ،  به سوي خانه کعبه ،  نيايشگران را به جاي توجّه به آتش به عنوان نماد و مظهر الهي ، به سوي خانه مناسب براي پذيرش توبه و محل تولد انسان کامل يا عاليترين مظهر الهي جلب نمودند،  يعني آن نور جاوداني ،  استعداد روحاني شما است ،  که با معراج نماز،  که ايغاع و در بند نمودن آتش هاي نفس بهيمي است ،  شما را از هبوط جسماني در عالم حواس به منزل گاه عقل کل و قلب سليم سير خواهد داد و در آن سرانجام بشر آدم خواهد شد.

– به هيربدان و مؤبدان هم گفتند،  شما هم نظير ما،  انسانيد و رابطه انسان و خداوند،  هيچ واسطه اي نمي خواهد،  ما عالمان ديني را به عنوان کارشناسان دين شناس مي پذيزيم ،  پس منبري براي آنها برپا نمودند براي موعضه و تبيين احکام ديني ،  اما براي نيايش همه با هم به سوي خانه کعبه ،  نماد توبه گاه و معراج گاه سير و سلوک الهي و کامل شدن انسان،  آتش نفس بهيمي خود را مهار مي نماييم .

از آنجا که بر خلاف اغلب نيايشگاه ها،  بنا نبود معبد اسلامي در خارج شهرها و برخي از کوه ها بنا شود و مسجد در کانون مجتمع انسان ها و در قلب خدمات عمومي آنها برپا مي شد،  براي دوري از مزاحمت هاي همجواري و ايجاد فضايي امن و آرامش بخش ،  مفصل و حريم جدا کننده اي لازم بود که با ايجاد يک حياط و ديوارهاي جدا کننده و درب هاي کنترل کننده اين نياز تأمين مي شد.

– از آنجا که اين معبد،  خانه رب النوع ها نبود،  بلکه خانه قيام انسان ها بود،  بنابراين بايد مهمان پذير و جذاب و دعوت کننده باشد،  لذا از هرسويي که مردم به سوي نيايشگاه حرکت مي نمودند،  درب و ايوان ورودي لطيف و باشکوهي ،  طاق نصرتي بود براي نيايشگران.

– از آنجا که در اين دين مقدس، جايي براي تمايزات دنيوي بين انسان ها و اشرافيت قديم و جديد جاهلي بين انسان ها وجود نداشت و همه انسان ها در مقابل ذات احديت يکسان تلقي مي شوند بنابراين مسجد براي طبقه اجتماعي خاصي نبود و از همه طبقات و از هر قشري و از هر مکاني دعوت رسمي نشده بود و از آن ها استقبال مي شد. ملاحظه مي شود،  آنهايي که مسلمانان را فاقد ابتکار و اسقلال عمل در حوزه هنر معماري مي دانند،  تا چه اندازه خودآگاه،  يا ناخودآگاه از حقيقت دور شده اند.