سال انتشار: ۱۳۸۳

محل انتشار: همایش ملی ساماندهی جامعه عشایر ایران

تعداد صفحات: ۱

نویسنده(ها):

جعفر توکلی – کارشناس جهاد کشاورزی دانشجوی دکتری جغرافیای برنامه ریزی روستایی

چکیده:

یکی از مسائل و مشکلات موجود در ارتباط با تدوین استراتژی های توسعه عشایر به ویژه طرح های ساماندهی و اسکان ، ضعف مطالعات نظری و نیز فقدان بررسی های کافی در مورد تجارب و پیامدهای اسکان در داخل و خارج از کشور می باشد. این امر یکی از دلایل عمده ضعف برنامه ریزی ، اجرای نامناسب و خلاصه کلام ، عمل زدگی در تدوین سیاست ها، استراتژی ها و برنامه های این حوزه می شود که پیامدهای منفی آن در بسیاری از موارد غیر قابل جبران خواهد بود. در تحقیق حاضر سعی شده است تا به روش اسنادی و با بهره گیری از منابع داخلی و خارجی نظریه های موجود دیدگاه های گوناگون در این زمینه مورد بررسی قرار گرفته و با کنکاش در تجارب به دست آمده از پروژه های اسکان، راهکارها و پیشنهادات تازه ای ارائه گردد. هرچه مکاتب مختلف توسعه، مستقیما به مسائل توسعه عشایر نپرداخته اند دانستن موضع هر یک از آن ها در قبال این بحث و خط مشی پیشنهادی هر یک برای توسعه جامعه عشایری از اهمیتی ویژه برخوردار است. بر این اساس مکتب نوسازی و نظریه پردازان آن درجه شهرنشینی و میزان بالای سنت گریزی را از جمله شاخص های توسعه می دانند و از این رو اسکان عشایر را عین توسعه می پردازند اتکای مکتب وابستگی بر عوامل درونزای توسعه و تاکید آنها بر بسیج توانمندی ها و نیروهای داخلی و پافشاری بر برونزا بودن عوامل عقب ماندگی ، موضعی کاملا متفاوت را در قبال توسعه عشایر و مسئله اسکان آنها رقم می زند. حاکمیت این دیدگاه و نتایج عملی آن را در دهه های اول پیروزی انقلاب اسلامی شاهد بوده ایم. زیست – محیط گرایان نیز با تاکید بر اولویت حفظ محیط زیست و نقش عشایر در تخریب آن بر اسکان و در واقع حذف آنها از عرصه به عنوان یک عامل مخرب صحه می گذارند در مقابل طرفداران توسعه پایدار ضمن تاکید بر حفاظت محیط زیست بر حفظ منافع جوامع محلی و بومی در بهره برداری از محیط تاکید دارند و به جای پافشاری صرف بر حفاظت ، استراتژی مدیریت پایدار منابع را مطرح می نمایند که تنها با حفظ منافع و مشارکت جوامع محلی امکان پذیر است. از سوی دیگر بررسی تجارب پروژه های اسکان حاکی از آن است که علیرغم برخورداری از برخی امکانات و تسهیلات مورد نیاز و بهبود وضعیت رفاهی عشایر اسکان یافته برخی پیامدهای منفی قابل تامل نیز بروز نموده است. از بعد فضایی مسائلی از قبیل بهره برداری و چرای مفرط در اطراف محل اسکان شدت تخریب و پیدایش کانون های تخریب و فرسایش بحرانی را موجب شده است مکانیابی نادرست سایت اسکان و جایگاه نامناسب آن در نظام سلسله مراتبی سکونتگاه ها و نیز عدم احداث مساکن متناسب با نظام معیشتی و فرهنگ عشایر مشکلات دیگری را به وجود آورده است. افزایش مهاجرت های فصلی و دائمی ، کاهش درآمد خانوار، بالا رفتن میزان وابستگی به دولت، بروز اختلاف و تنش ها بر سر برخی منابع و .. حاکی از آن است که هزینه های زیست محیطی ، اجتماعی و اقتصادی طرح های اسکان زیاد است . مضافا اینکه از نگاه اکولوژیکی نظام تولید عشایری توانمندی بهره برداری و تولید اقتصادی از اراضی حاشیه ای را دارد و در صورت تطابق با شرایط و الزامات جدید شیوه ای مناسب جهت بهره برداری و مدیریت پایدار منابع محیطی می باشد.