سال انتشار: ۱۳۸۵

محل انتشار: نهمین کنگره علوم زراعت و اصلاح نباتات

تعداد صفحات: ۱

نویسنده(ها):

آمنه سادات هاشمی – کارشناس ارشد دانشکده کشاورزی دانشگاه مازندران
قربانعلی نعمت زاده – دانشیار دانشکده کشاورزی دانشگاه مازندران،
نادعلی بابائیان جلودار – استاد دانشکده کشاورزی دانشگاه مازندران
امید قاسمی چپی – کارشناس ارشد مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی مازندران

چکیده:

جهت تعیین تر کیب پذیری، وراثت پذیری و اثرات ژن در کنترل صفات کمی گیاه کلزا (.Brassica napus L) شش رقم کلزا در یک سیستم دای آلل مورد بررسی قرار گرفته و کلیه تلا قی های ممکن بین آن ها انجام شد . پس از تهیه جامعه در حال تفکیک نسل دوم (F2) ، آن را در قالب طرح لاتیس ساده با سه تکرار در ایستگاه تحقیقات زراعی قراخیل (مازندران) پیاده کرده و محاسبات آماری آن بر اساس روش اول گریفینگ انجام پذیرفت . تجزیه واریانس ساده نشان داد که بین ژنوتیپ های مورد مطالعه تفاوت معنی داری در سطح احتمال ۱ درصد وجود دارد . برآورد اجزای واریانس مؤید این بود که میانگین مربعات ترکیب پذیری عمومی (GCA) برای همه صفات به جز عمل کرد دانه و تعداد غلاف در بوته، میانگین مربعات خصوصی برای کلیه صفات و میانگین مربعات تلاقی معکوس برای همه صفات به جز تعداد دانه در غلاف و تعداد شاخه های فرعی از نظر آماری در سطح احتمال ۱ یا ۵ درصد معنی دار بودند . اگرچه این موضوع نشان دهنده اثر افزایشی و غیر افزایشی در کنترل اغلب این صفات است، اما به دلیل اندازه کمی واریانس ها، اثرات غیر افزایشی ژن ها از اهمیت بیشتری برخوردار می باشد. معنی دار بودن نسبت میانگین مربعات GCA/SCA برای صفت طول غلاف مبین اهمیت بیشتر اثر افزایشی ژن های کنترل کننده این صفات نسبت به اثر غیر افزایشی است . برآورد درجه غالبیت بیشاز یک برای اکثر صفات و قابلیت توار ث پذیری خصوصی پایین برای آن ها، نشان دهنده اهمیت بیشتر اثرات غیر افزایشی ژن ها در کنترل ژنتیکی اغلب خصوصیات مورد مطالعه می باشد. عدم وجود همبستگی معنی دار صفات زمان ٥٠ درصد گلدهی و ارتفاع بوته با عمل کرد دانه، امکان گزینش هیبرید هایی با خصوصیات مطلوب مثل زو درسی و پاکوتاهی را بدون کاهش چشمگیری در عمل کرد دانه، امکان پذیر می سازد. به طور کلی رقم Option 500 و Kristina بهترین والد از نظر ترکیب پذیری عمومی و تلاقی Goliath × P. F-7045/91 بهترین دورگ از نظر ترکیب پذیری خصوصی بودند.