خانه ات ٬ جامه ات . اما گاهی هم « ت » بدون همزه می آید: ” همسایه   است تن تیرهت را جان همسایه ز همسایه گرد قیمت و مقدا حرف « ت » گاهی در آخر کلمات زائد است : بوشت ( بوش ) کشت (کیش ) راوشت ) رامش )گوشت (گوش) پاداشت ) پاداش، بالشل ، فرامشت (فرامُش) حرف « ت » در کلمه   او راست » هنگام اتصال به « نر » حذف می شده و بصورت راستر » در می آمده است

۲۷ – حرف تاع مدوگر عربی « = ة » در زبان فارسی تبدیل به « ه» یا کشیده « و » می شود مانند : « استفادة » که تبدیل به « استفاده » یا « استفادت » باید توجه بود که این تصرف فارسی زبانان در حرف «ة » باعث شده است که از یات لغت از نظرمعنوی دو استفاده کنند مثل « مراجعة »که به صورت « مراجعه ومراجعت درمی اید که اولى به معنی به اشخاص و اشیاء مخصوص است و دومی به معنی بازگشت . و همچنین «اقامه و اقامت » که اولی به معنی بر پای داشتن و دومی  به معنی ماندن و توقف کردن است .

تذکر ( ۱) – اگر تاء مدور زبان عربی تبدیل به هاء غیر ملفوظ شود در حال اضافه و وصف و اتصال به یاء و روابط وضمائر ما نند « هاء غير ملفوظ ، با آن عمل های شود همانند : معلمهٔ دبستان مکهٔ معظم ، قطعه ای زیبا تو بی حوصله ای، قابلگی., فلان مکه ای است. او از اعزه است . تو از عجزه ای. ایشان دارای صفات حسنه اند رساله اش ، عريضه تان…

تذکر (۲) – گاهی حرف «ة» را از آخر الفاظ ساقط می کنند مثل لا مُحاكا ومكافا ومُدارا ومُحابا ومُفاجي» اما این حذف همه جا جایز نیست مثل «ملاقات » را «ملاقا » نمی توان گفت حرف «ت» با حرف «ج» دریافت کلمهٔ عربی جمع نمی شود واگر کلمه ای پیدا شود که ت و ج هر دو را داشته باشد ان کلمه معرب است مانند: تاج

چ=ch=sh=sch

این حرف هفتمین حرف است از الفبای فارسی و آنرا « جیم فارسی » یا جیم معقوده » مینامند

۲۸ – در رسم الخط قدیم « چه » موصول را در بعضی موارد بدون « ه-اء » می نوشته اند مانند : تا از همه جوانب آنچ رفتی و تازه گشتی. .(فارسنامه ص ۹۳)

اما گاهی هم با « ها » نوشته می شده است مانند : و هر چه شاهنشاه فرماید آن کنیم . ( فارسنامه ص ۶۷)

گاهی « چه » استفهامی در مواردی قبیل «چه گونه»« چه تواند بود » وامثال آن با حذف « هاء » به کلمهٔ بعد وصل می شده است. مانند : روز اول مرا چگونه بشناختی ؟ (فارسنامه ص ۸۷ ) پرسیدکی چتواند بودن ؟ (فارسنامه ص ۹۷) .

گاهی هم در رسم الخط قدیم بجای « چه » چی  می نوشته اند . مانند به لغات دری آورد ، چی دانست که فایدهٔ آن عامتر باشد (المعجم ص

۲۹ – کلمهٔ « چه را » اگر معنی « برای چه » بدهد و اغلب در آغاز جمله استعمال شود بصورت (* چرا» حذف « هاء » نوشته می شود ولی اگر « رای آن مفعولی باشد