مقاله معقول ثاني فلسفي در فلسفه مشايي- اشراقي (از خواجه نصير تا ميرداماد) که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در پاييز ۱۳۸۸ در معرفت فلسفي از صفحه ۳۷ تا ۷۹ منتشر شده است.
نام: معقول ثاني فلسفي در فلسفه مشايي- اشراقي (از خواجه نصير تا ميرداماد)
این مقاله دارای ۴۳ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله معقولات اولي
مقاله معقولات ثانيه
مقاله معقول ثاني فلسفي
مقاله عروض
مقاله اتصاف
مقاله خواجه نصيرالدين طوسي
مقاله ميرداماد

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: شريف زهرا
جناب آقای / سرکار خانم: جوادي محسن

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
با ظهور خواجه نصيرالدين طوسي، جرياني فلسفي شكل مي گيرد كه به ميرداماد ختم مي شود، اين جريان به رغم بهره گيري از تحيل هاي فلسفي مشايي، فراوان، تحت تاثير فلسفه اشراق قرار داشته است. خواجه نصير در زمينه مفاهيم فلسفي، به ديدگاه شيخ اشراق قائل است و اين گونه مفاهيم را ذهني محض مي داند. اما برخي كه سرآغاز آنان قوشچي است، اين مفاهيم را ناظر به خارج پنداشته و حمل آنها را به ملاك جهات خارجي موضوع دانسته اند، براي مثال، دواني (از پيشگامان اين اعتقاد) معقول ثاني را چنان معنا كرده است كه مستلزم خارجي نبودن مفاهيم فلسفي نيست. اين در حالي است كه ميرداماد دريافته است كه معقول ثاني به معناي عام را بايد به دو دسته معقول ثاني «منطقي» و «فلسفي» تقسيم كرد: در دسته نخست، عروض و اتصاف ذهني مي باشد، ولي در دسته دوم، تنها عروض است كه ذهني مي باشد. بدين ترتيب، اصطلاح «معقول ثاني» در اين دوره- به تدريج- دستخوش تحول مي گردد و سرانجام به دو گروه تقسيم مي شود.