سال انتشار: ۱۳۸۴

محل انتشار: همایش عمران معماری و شهرسازی کرمان

تعداد صفحات: ۸

نویسنده(ها):

فرزان برادران رحیمی – دانشجوی کارشناسی معماری دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد

چکیده:

در کاربرد مصالح، همیشه باید کشوری را که در آن معمار به تجربه می¬پردازد، فناوری ساختمانی آن کشور و معیارهایی را که مردم آنجا به کار می بندند، در نظر داشت. این واقعیت که معماران در کشورهای جهان سوم یا در کشورهای کمتر توسعه یافته به مصالح بسیار معدودی دسترسی دارند، تفاوت¬های زیاد میان این دو دسته را مبرهن می¬سازد. با چنین نگرشی تنها در صورتی می¬توان از معماری در مقیاسی جهانی سخن به میان آورد که تمام گونه¬ها، اجزاء و تعداد و شیوه¬های کاربرد مصالح مدنظر قرار گیرند. بنابراین شاید در تصمیم¬گیری درباره قیاس، تمایز و استنتاج¬های عمومی در مورد معماری¬های مختلف ـ ورای کیفیت¬های عام فضایی و موضوعات کلی سازه و ریتم ـ فناوری ساختمان و مصالح عاملی اساسی به حساب می¬آیند.
هر ماده دربردارنده توان بالقوه ساختاری خاص خود است و از نظر فرم¬پذیری خواص ویژه‌ای دارد. این بدان معنی است که هر ماده‌ای فرم خاص خود را می‌طلبد و برخی فرم¬های حجمی و فضایی خاص را مطرح می¬سازد وبدین ترتیب صورت فضای معماری را تحت تأثیر قرار می‌دهد.بطور کلی انواع مختلف مواد و مصالح مورد استفاده در معماری را از نظر مقیاس و نحوه کاربرد در ساختمان، می¬توان به دو دسته تقسیم نمود:۱٫ مصالح مورد استفاده در مقیاس کلان (بزرگ) معماری که ممکن است بر نظام سازه¬ای و سامان¬دهی عملکردی بنا تأثیرگذار باشند.
۲٫ مصالح مورد استفاده در مقیاس خرد (کوچک) معماری که ممکن است بر جزئیات معماری و بافت¬های داخلی و خارجی تأثیر بگذارند. این دو دسته که به ترتیب ابعاد ساختاری و زیبایی¬شناختی کاربرد مصالح در معماری را تشکیل می¬دهند، پیامدهایی را برای موضوعات عام معماری به دنبال دارند: مصالح دسته اول در شخصیت عمومی ساختمان تأثیر می¬گذارند و سازمان¬دهی سازه¬ای، تناسبات، کیفیت موزون ساختمان (فضاهای پر در برابر خالی) و نیز وزن ساختمان را تحت تأثیر قرار می¬دهند، در حالی که مصالح دسته دوم از نظر نوع و میزان کاربرد، تأثیری فوق¬العاده بر هزینه کلی ساختمان دارند و از این¬رو شاید از شاخصه¬های بی¬نظیر معماری کم¬هزینه یا بالعکس پرهزینه به شمار آیند عموماً در انتخاب دسته اول مصالح مشکلی پیش نمی¬آید. برخورداری از تجربه پایه¬ای و تجربه کار در زمینه¬ای مشخص و نیز پژوهش بنیادی درباره گونه¬های مشخص ساختمانی می¬تواند زمینه¬هایی را برای انتخاب بهینه مصالح فراهم کند. البته در این مورد مشاوران سازه¬ای نیز می¬توانند کمک شایان توجهی برای معمار باشند. اما در مقابل، کاربرد مصالح در مقیاس خرد، مشکلات متعددی را در مورد انتخاب بوجود می¬آورد، زیرا این نوع مصالح بر بافت عمومی ساختمان و لطایف بصری آن ـ چه در خارج و چه در داخل بنا ـ تأثیر می¬گذارند. همچنین کیفیت مصالح مورد استفاده در مقیاس خرد، سازگاری میان آنها و نیز سازگاری با مصالح سخت¬تر بکاررفته در سازه بنا، بر کیفیت بصری ساختمان در طول زمان، در قالب فرسایش و مقابله با وضعیت¬های جوی نیز تأثیر خواهد گذاشت. این موضوع به کاهش هزینه¬های انرژی در درازمدت کمک می¬کند و یا برعکس باعث افزایش آن می¬شود. بدین¬ترتیب معمار بایستی در انتخاب مصالحی که در یک ساختمان مورد استفاده قرار می¬گیرند، خصوصاً مصالح مورد استفاده در مقیاس خرد معماری، توجه و دقت فراوانی از خود نشان دهد تا بتواند به نتایجی مقبول در عرصه معماری، از جنبه¬های مختلف زیبایی¬شناختی و کاربردی، دست یابد.
بخش ساختمان با مصرف یک سوم انرژی مصرفی کشور نه تنها ارزش ریالی زیادی را به خود اختصاص دادهبلکه موجبات آلایندگی فراوانی را نیز فراهم می آورد. لذا در دهه های اخیر در مورد کاهش مصرف انرژی در ساختمان فعالیتهای زیادی انجام شده که بیشتر آنها در مورد پنجره ها ، عایق های حرارتی و همچنین طراحی ساختمان ها بر اساس کمترین پرت حرارتی ممکن است . تهیه و تولید و عرضه انواع پنجره ها و شیشه های جدید که مانع تبادل حرارت بین داخل و خارج ساختمان گردیده و همچنین امکان بهره گیری از نور طبیعی و در نتیجه کاهش مصرف انرژی الکتریسیته را فراهم می آورد و استفاده از عایق های حرارتی در پوسته ساختمان نیز از دیگر راهکارها در این زمینه به حساب می آیند.