معيارهاي فلاشينگ موجود

افراد مختلفي جهت تعيين اينکه آيا عمليات فلاشينگ در يک مخزن موفقيت آميز بوده يا نه معيارهاي مختلفي ارائه کرده اند. به طور مثال آقاي اسلاف در سال ١٩٩١ يک معيار سنجش عرضه نمود که به علت کيفي بودن آن نميتوانست جهت ارزيابي قابليت امکان پذيري اين عمليات مورد استفاده قرار گيرد. يکي از اين معيارها که در سال ١٩٨٧ توسط آقاي آناندل بيان شد به صورت زير است :

رسوب زدايي در همان سال آکرز و تامسون اين معيار را مورد تصحيح قرار دادند. به اين صورت که براي مخازني با نصف عمر کمتر از ١٠٠ سال اين نسبت بايد برابر يا بيشتر از ٠.٥ باشد. (نصف عمر به عنوان مدت زمان سپري شده قبل از آنکه نصف ذخيره مفيد يک مخزن از دست برود تعريف مي شود).

در سال ١٩٨٤ پيت و تامسون بيان کردند، فلاشينگ هنگامي موثر است که سطح آبي که درمخزن شروع به پايين رفتن ميکند، پايين تر از نصف ارتفاع سد بوده و ظرفيت شستشو بيشتر از دو برابر متوسط جريان ساليانه باشد. در سال ١٩٨٧  محمود چند معيار براي کمي سازي راندمان عمليات فلاشينگ و موثر بودن اين عمليات ارائه نمود ولي اين معيارها فقط در مورد مخازني که اين عمليات در آنها انجام گرفته کاربرد دارند و نميتواند موثر بودن آن را از قبل پيش بيني کند.