سال انتشار: ۱۳۸۵

محل انتشار: کنگره ملی علوم انسانی

تعداد صفحات: ۱۰

نویسنده(ها):

حمید رضانیا – دانشجوی دکتری فلسفه

چکیده:

مکاتب تجربى افراطى اى چون پوزیتیویسم، که کم و بیش بر تمامى مکاتب و دیدگاه علمى امروز (و از جمله علوم انسانى) سلطه دارند، شناخت علمى انسان را به شناخ تحسى و تجربى محدود نموده و دخالت هرگونه شناخت فلسفى و فراتجربى را در فرایند علم انکار مى کنند. بنابر جاى بحث و پژوهش علمى و یقین آور پیرامون مسایل ماوراءطبیعت باقى » نظریه پوزیتیویسم نمى ماند و همه مسایل فلسفى پوچ و ب ىارزش تلقى مى گردد. این دیدگاه که شناخت هاى علمى را صرفا حسى و تجربى دآ ن استه و آنها را نیازمند هی چگونه زیربناى فلسفى و ماوراء طبیعى نمى داند، پیامدهاى متعدد و گوناگونى براى علم در پى دارد، که یکى از آنها ایجادشقاق و جدایى قاطع میان معارف دینى و فلسفى از یک سو و شناخت هاى علمى و تجربى از سوى دیگر است. به اختصار باید گفت:۱٫ بدون مجموعه ای از مفاهیم و معارف فلسفى و متافیزیکى هی چگونه شناخت متقن تجربى ممکن نیست. ۲٫ خود پوزیتیویست ها نیز در عمل از انبوه عظیمى از پیش فرض هاى فلسفى و متافیزیکى استفاده کرده اند و مى کنند. مثلاً پوچ انگارى مفاهیم متافیزیکى و اعتبارشناخت هاى تجربى، که از اولى ترین ادعاهاى آنان به شمار م ىروند، بدون ورودبه حوزه متافیزیک و تخطى از اصول پوزیتیویستى امکان پذیر نیست.