تعلق اجتماعی به مکان

در روانشناسی محیطی، تعلق مکانی به رابطه شناختی فرد یا جمع با یک محیط اطلاق می شود و از لحاظ هویتی، تعلق مکان رابطه هویتی فرد به محیط اجتماعی است(پیربابایی و سجادزاده،.(۱۳۹۰ دراین سطح فرد نه تنها از نام و نمادهاي مکان آگاه است، بلکه با مکان احساس بودن و تقدیر مشترك داشتن نیز دارد، دراین حالت نمادها ي مکان محترم و آن چه براي مکان رخ می دهد، براي فرد نیز مهم است(فلاحت،.(۱۳۸۵ تعلق به اجتماع از عوامل مؤثر در ایجاد حس مکان است چنان که هیومن حس مکان را شامل تعلق به اجتماع و حس محلی تعریف کرده است(فلاحت،.(۱۳۸۵

مجموعه اي از حکایات و روایت هاي فردي و جمعی که توأم با مکان رخ می دهند در ایجاد تعلقات اجتماعی به مکان مؤثرند .این حس به گونه اي به پیوند فرد با مکان منجر می شود که انسان خود را جزئی از مکان می داند و براساس تجربه هاي خود از نشانه ها، معانی و عملکردها، نقشی را برايمتصورمکان در ذهن خود می سازد. این نقش نزد او منحصر به فرد و متفاوت می باشد و در نتیجه مکان براي او مهم و قابل احترام می شود.یک مکان به دلیل امکان رخداد یک رابطه یک رابطه اجتماعی و تجربه مشترك میان افراد، احساس تعلق و دلبستگی را شکل می دهد.

بخشی از شخصیت وجودي هر انسان که هویت اجتماعی وي را می سازد مکانی است که خود را با آن شناسایی کرده و به دیگران نیز می شناساند، طوري که آن را می توان خودهمانی با فضا نامید و در این راستا فرایندهاي اجتماعی در ایجاد تعلق مکانی بیش از کیفیت کالبدي اهمیت دارند. در این حالت، آدمی نقشی براي مکان در ذهن متصور می سازد که مکان را براي وي با اهمیت و محترم متجلی می سازد. “کراس” معتقد است که ارتباطات با مکان و تعلق به مکان از طریق برقراري انواع پیوندهایی که افراد با مکان تشکیل می دهند، صورت می گیرد(پیربابایی و سجادزاده،.(۱۳۹۰ وي انواع ارتباطات با مکان و فرآیند آن را به شرح زیر می داند.