سال انتشار: ۱۳۸۴

محل انتشار: همایش بین المللی شهرهای جدید

تعداد صفحات: ۱

نویسنده(ها):

سیدمحمدعلی کامروا –

چکیده:

[توضیح: مقالات این کنفرانس فقط به صورت چکیده در مجموعه سیویلیکا نمایش شده است] نظام هستی بر تغییر و تحول مستمر و دائمی استوار است که تحت عنوان "حرکت جوهری " تبیین گشته است . بر اساس این جهان بینی، تمام هستی در هر لحظه بدیع و جدید است، و انسان و سکونتگاه وی نیز مشمول این قانون است . بر اساس این تعریف در هر لحظه همه چیز نو و جدید می شود و هیچ چیز قدیمی در هستی وجود ندارد مگر ذات باریتعالی . بر اساس این بینش، همه سکونت گاه ها و شهرها همیشه جدید و نو هستند . هر شهر همواه در حال تغییر کالبدی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی است که در گذشته نظیر نداشته و در آینده نیز بی بدلیل است . تغییر جمعیت و ترکیب آن، اتصال و ترکیب شهرها و ایجاد شهرهای بزرگ و بزرگتر و ایجاد ابرشهرهاو یا مهاجرت ساکنان و کوچک شدن این شهرها تا مرحله تغییر از سکونتگاه به غیر مسکونی، تغییر مستمر فرهنگ، آداب و رسوم تغییر مداوم تکنولوژی و آب و هوا، و از همه مهمتر تغییر مداوم علم و دانش و نیازهای انسان بدلیل تغییر ارزشهای فردی و اجتماعی او و هزاران علت و معلول دیگر همگی دلایل روشنی بر تغییر سکونتگاه ها به طور اعم و جدید شدن همه شهرها بطور اخص است . با این بینش و استدلال تقسیم شهرها به قدیم و جدید صحیح نیست زیرا همه شهرها همواره جدید هستند. بعضی، دو دسته شهرها را که با تسامح، جدید و قدیم نامیده می شوند، در واقع شهرهای برنامه می دانند . اصولا هر کاری که انسان آگاه به وجود خویش یعنی آگاهانه، انجام می دهد بر اساس نیت و برنامه می دانند. اصولا هر کاری که انسان آگاه به وجود خویش یعنی آگاهانه، انجام می دهد بر اساس نیت و برنامه است . بنابراین هیچ کاری نیت و برنامه نیست حتی فکر کردن. تقسیم شهرها به بی برنامه و با برنامه صحیح نیست. زیرا همه شهرها، جدید و با برنامه تلقی می شوند . تفاوتی که در اینجا وجود دارد اینست که این برنامه و نیت از چه شخص یا اشخاصی صادر می شود . آیا منشا صدور این فکر، تصور و عقل فردی است یا عقل جمعی. صرف نظر از اختلاط تعقل یا تصور، شهر و شهرسازی از دیدگاه انسان معمولا مقوله ای کالبدی و فیزکی است . توجه به جنبه های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی سکونت و شهر نشینی در صورت توجه، به عنوان عوامل درجه دوم و زیرسایه عوامل فیزیکی مورد توجه و بررسی قرار می گیرند. دیدگاه شیخ اشراق حکیم سهروردی در ساله " ناکجا آباد" اشاره های به این نظریه است . این دیدگاه ناظر به جنبه های غیرفیزیکی شهر و شهرنشینی اعم از فردی و جمعی است . و در واقع هر شهری کلیتی است جمعی در عین فردی بودن، ظاهریست در عین باطنی بودن . چکیده مقاله : ۱٫ همه چیز در حال تغییر است . (حرکت جوهری هستی) ۲٫ همه چیز در هر لحظه نو و جدید می شود ( بدیع السموات و الارض) ۳٫ نو و جدید شدن کل هستی، نو شدن هر ذره است . نو شدن هر ذره به معنی نو شدن کل هستی است . ۴٫ شهرنشینی متعالی ترین مرحله زندگی بشری است . هر چه شهر "بزرگتر "، متعالی تر . ۵٫ هر شهری به عنوان جزئی ازهستی همواره در حال نو و جدید شدن است . ۶٫ ضرورت نو و جدید شدن کل و اجزای هستی در هر لحظه، شناخت خود و هستی و رابطه خود با هستی است . ۷٫ لازمه شناخت در هستی و از هستی، داشتن هدف است . خلق هستی بدون هدف و منظور بیهوده بودن ضرورت علم و شناخت و عدل است . ۸ . وجود هستی مستلزم عدل مطلق است . اساس هستی بر عدالت است . خداوندعادل است . ۹ . داشتن هدف یعنی داشتن برنامه، یعنی وحدت فرایند و نتیجه که به صورت صراط مستقیم تبلور پیدا می کند . صراط مستقیم بدون هدف مهمل است، و نیل به هدف بدون صراط، تحصیل حاصل یعنی نفی ضرورت خلقت هستی . ۱۰٫ هیچ چیز در هستی بدون هدف و برنامه نیست . هر فعل و نیتی و تصوری دارای هدف و برای رسید به هدف منظور دارای برنامه ایی است . هر فعل و نیت و تصوری بدون هدف، مهمل است و در هستی هیچ مهمل نیست . ۱۱٫ با توجه به نو و جدید بودن همه شهرها و دارای هدف و برنامه بدن هر شهری، پس تفاوتت بین باصطلاح شهرهای جدید و قدیم و شهرهای با برنامه و بدون برنامه در چیست . ۱۲٫ ساکنان همه شهرها دارای برنامه برنامه در زندگی خود و برای زندگی خود هستند . این هدف و برنامه ها هم ردی و هم جمعی اند . یکی از ارکان دستیابی به مدینه فاضله اتحاد اهداف فردی و جمعی است . یعنی عدم وجود هر گونه تباینی بین اهداف فردی و جمعیست . ۱۳٫ آنچه که اصطلاحا شهرهای قدیمی یا بی برنامه نامیده می شود تبلور هدفهای فردیست در یک زندگی جمعی . آنچه اصطاحا شهرهای جدید نامیده می شود . تبلور اهداف جمعیست از دیدگاه فردی یک نفر یک گروه محدود از نخبگان برگزیده . ۱۴٫ آشفتگی شهرهای خودرو و نارسائی شهرهای جدید ناشی از افتراق و عدم اتحاد نیازهای فردی و جمعیست . هر شهر تبلور نیازها، آمال و آروزهای فردی و جمعیست . هر شهر مثل هر پدیده ای در هستی دارای ظاهری ودارای باطنی است . بنابراین شهر بیان ذهنی و باطنی و تبلور عینی نیازها، خواستها، آرزوها و آمال انسانی است در اتحاد کامل بین ظاهر و باطن و بین فرد و جمع.. شهر آرمانی، شهریست که یک سوی آن در این جهان و سوی دیگرش در آن جهان است . د راین شهر آمال و آروزهای فردی و جمعی و ظاهری و باطنی، در روند تعالی هستی و حرکت جوهری، در اتحاد و منطبق بر یکدیگرند .