مقاله مقايسه نتايج تزريق درون ويتره تريامسينولون استونايد و بواسيزوماب (اواستين) در بيماران مبتلا به ادم کلينيکي ماکولاي قابل توجه ديابتي (CSME) مقاوم به درمان استاندارد که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در تابستان ۱۳۸۸ در علوم پزشكي رازي (مجله دانشگاه علوم پزشكي ايران) از صفحه ۲۰۱ تا ۲۰۸ منتشر شده است.
نام: مقايسه نتايج تزريق درون ويتره تريامسينولون استونايد و بواسيزوماب (اواستين) در بيماران مبتلا به ادم کلينيکي ماکولاي قابل توجه ديابتي (CSME) مقاوم به درمان استاندارد
این مقاله دارای ۸ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله بواسيزوماب
مقاله تريامسينولون استونايد
مقاله ادم کلينيکي ماکولاي قابل توجه ديابتي
مقاله رتينوپاتي ديابتي

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: هاشمي مسيح
جناب آقای / سرکار خانم: قاسمي فلاورجاني خليل
جناب آقای / سرکار خانم: علي اكبرنواحي روشنك
جناب آقای / سرکار خانم: ميرفلاح كامبيز
جناب آقای / سرکار خانم: بختياري پژمان

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
زمينه و هدف: درمان استاندارد ادم کلينيکي ماکولاي ديابتي قابل توجه ديابتي  (clinically significant macular edema=CSME)، ليزر ناحيه ماکولا است. ولي بسياري از بيماران به اين درمان پاسخ مناسب نمي دهند. هدف از اين مطالعه، مقايسه نتايج تزريق درون ويتره تريامسينولون استونايد و بواسيزوماب در بيماران مبتلا به CSME مقاوم به درمان استاندارد بوده است.
روش بررسي: اين مطالعه از نوع کارآزمايي باليني آينده نگر دوسوکور است که بر روي ۵۱ چشم دچار CSME با حداقل يک بار سابقه  MPC (Macular photocoagulation) و بدون پاسخ درماني به آن، صورت گرفت. بيماران به طور تصادفي به دو گروه تزريق داخل ويتره يکبار تريامسينولون به ميزان ۴ ميلي گرم و يا يکبار آواستين به ميزان ۱٫۲۵ ميلي گرم تقسيم شدند. سپس بيماران از نظر حدت بينايي، فشار درون چشمي، بروز کاتاراکت قبل از تزريق و در ماههاي يک، ۳ و ۶ پس از تزريق، بررسي شدند. همچنين به منظور ارزيابي منطقه ماکولا از نظر انسجام ناحيه آواسکولار فوه آ و نشت ماکولا، آنژيوگرافي فلورسين، قبل و در ماه هاي ۳ و ۶ پس از تزريق انجام شد. داده ها با تست هاي مجذور کاي، t test،student t test  و فريدمن آناليز شدند.
يافته ها: هيچ يک از دو گروه افزايش معناداري را از نظر حدت بينايي در طي پيگيري هاي ماه يک، ۳ و ۶ نشان ندادند. همچنين تفاوت مشخصي از نظر بهبود بينايي بين دو گروه در ماههاي اول، سوم و ششم وجود نداشت. گرچه در گروه تريامسينولون، فشار درون چشمي در ماه اول، سوم و ششم افزايش داشت و در گروه بواسيزوماب، شاهد چنين افزايشي نبوديم، ولي تفاوت اين دو گروه از نظر آماري معنادار نبود. در گروه بواسيزوماب، شاهد افزايشي از نظر ميزان کاتاراکت (از هيچ نوع آن) نبوديم، ولي در گروه تريامسينولون، در معاينه ۶ ماه، ميزان کاتاراکت ساب کپسولر خلفي افزايش معناداري داشت
(P=0.003).
از نظر تغييرات آنژيوگرافيک ماکولا، نشت ماکولا و شفافيت آنژيوگرافي در ماه هاي ۳ و ۶، در هر دو گروه بهبودي رخ داد (در همه موارد P<0.001)، در حالي که توانايي تفکيک ناحيه اواسکولار فووآ در هيچ يک از دو گروه تغيير معني داري نداشت. تفاوت آماري مشخصي بين دو گروه از نظر تغيير در شفافيت آنژيوگرافي، توانايي تفکيک ناحيه اواسکولار فووآ و از نظر نشت ناحيه ماکولا در ۳ و ۶ ماه پس از تزريق وجود نداشت.
نتيجه گيري: بر اساس اين مطالعه، اثر تزريق داخل ويتره بواسيزوماب و تريامسينولون در درمان CSME مقاوم به درمان استاندارد، مشابه است.