سال انتشار: ۱۳۹۳
محل انتشار: اولین کنفرانس بین المللی روان شناسی و علوم رفتاری
تعداد صفحات: ۶
نویسنده(ها):
صدیقه یوسف زاده – کارشناس ارشد تاریخ و فلسفه آموزش و پرورش

چکیده:
در مطالعه حاضر رویکرد جان دیویی درباره ی اخلاق را با لذت گرایی شخصی اریستیپوس و ایپکوری، که ملاک اخلاقی بودن فعل را «اصالت لذت» معرفی می کنند. مورد بررسی قرار داده ایم. روش مورد استفاده در این تحقیق کیفی و جامعه متنی شامل کتاب ها، پژوهش ها وتحقیقات مرتبط با موضوع می باشد. نمونه گیری به شیوه ای هدفمند صورت گرفته و بر این اساس از منابع فوق الذکر استفاده گردیده است. ابزار پژوهش نیز فیش برداری می باشد. رویکرد جان دیویی در اخلاق ابزارانگاری است. احکام ارزشی ابزاری است برای این که در شرایطی که عادات، برای هدایت رفتار کفایت نمی کند، آن را به نحو رضایت بخشی جهت دهی کند. در این دیدگاه احکام ارزشی به نحو ابزاری ارزیابی می شوند، یعنی از این جهت که تا چه حد می توانند در راهنمایی رفتار موفق باشند. اریستیپوس معتقد است هر کاری که ملایم طبع ماست و برای ما ایجاد «لذت» می کند، خوب و خیر است و هر کاری که با طبع ما منافر است و موجب الم ما می شود بد و شر است. در این مکتب «لذت فردی» خیر و «درد فردی» شر نامیده می شود. خلاصه لذت مثبت و حاضر، غایت زندگی است. اپیکوری نیز با درنظر گرفتن پاره ای از قیود و شروط خواهان لذت گرایی به معنی اخلاقی است. در نتیجه عقیده ی وی را می توان به عنوان صورت اصلاح شده و اعتدال یافته نظریه اریستیپوس دانست.