سال انتشار: ۱۳۸۵

محل انتشار: کنگره ملی علوم انسانی

تعداد صفحات: ۳۷

نویسنده(ها):

احمد زندوانیان نایینی – دانشجوی دوره دکتری فلسفه آموزش و پرورش دانشگاه شهید چمران

چکیده:

این تحقیق با هدف مقایسه عملکرد تحصیل دانش آموختگان نظام جدید دررشته های ریاضی- فیزیک، علوم تجربی و علوم انسانی در دبیرستان های پسرانه و دخترانه شهرستان نائین اجرا شده است. جامعه آماری تحقیق ۱۵۷۱ نفربوده اند که ۴۴۶ نفر آنها دررشته ریاضی- فیزیک، ۵۰۳ نفر در علوم تجربی و ۶۲۲ نفر در رشته علوم انسانی درطی سالهای ۷۵-۷۴ تا ۸۰-۷۹ دانش اموخته شده اند برای مقایسه عملکردتحصیلی دانش آموزان ۱۴ متغیر انتخاب شدند که متغیرهای معدل پنجم ابتدایی،زبان انگلیسی دوم راهنمایی، زبان انگلیسی سوم راهنمایی، حرفه وفن سوم راهنمایی، زبان انگلیسی ( ۱) و معدل کل دیپلم به عنوان متغیرهای ( مشترک سه رشته و متغیرهای علوم تجربی سوم راهنمایی، ریاضی( ۱)، شیمی ( ۱ و فیزیک ( ۱) به عنوان متغیرهای اختصاصی رشته های علوم تجربی و ریاضی – فیزیک و متغیرهای عربی( ۱)، دانش اجتماعی( ۱)،ادبیات فارسی( ۱)وزبان فارسی( ۱) به عنوان متغیرهای اختصاصی رشته علوم انسانی مدنظر قرار گرفتند . برای جمع آوری داده هاازپرونده های تحصیلی دانش آموزان باروش تمام شماری و برای تجزیه و تحلیل داده هاازتحلیل واریانس یک راهه استفاده شده است . فرض کلی این بودکه بین عملکرد تحصیلی دانش آموزان در متغیر های مشترک تفاوت معنی دار وجودنداردولی بین عملکرد دانش آموختگان در دروس اختصاصی هررشته تفاوت معنی د اروجوددارد.باتوجه به یافته های تحقیق، بین عملکردتحصیلی دان ش آموزان درتمام متغیرهای مشترک و اختصاصی رشته ها تفاوت معنی دار وجود دارد. بدین صورت که عملکرد تحصیلی دانش آموزان رشته ریاضی- فیزی ک در متغیرهای مشترک واختصاصی بهتر ازعملکرد تحصیلی دانش آموزان علوم تجربی و علوم انسانی بوده است.ازاین تحقیق بر می آید که ای ن دانش آموختگان براساس استعداد، علایق ،پیشرفت تحصیل ی وفرایندصحی ح هدایت تحصیلی ب ه رشته های مذکور هدایت نشده اند ، بلکه دانش آموزان قوی به رشته ریاضی – فیزیک ، دانش آموزان متوسط به رشته علوم تجربی ودانش آموزان ضعیف به ناچاربه رشته علوم انسانی سوق داده شده اند. این پژوهش نشان می دهد که ورودی های علوم انسانی درمقایسه باورودی های ریاضی – فیزیک وعلوم تجربی نه تنها در متغیرهای مشترک، بلکه در متغیرهای اختصاصی علوم انسانی نیز ناتوان تر هستند. درواقع ضعیف ترین استعدادهابه علو م انسانی در سطح متوسطه و آموزش عالی راه می یابند وطبیعی است که درانجام رسالت علوم انسانی ناکار آمد باشند .درپایان مقاله به تحلیل عواقب این مسئله(مثلابازتولیدوضع کنونی تفوق علوم فنی و طبیعی بر علوم انسانی، تامین بخش قابل توجهی ازمعلمان آینده کشور ازدانش آموختگان علوم انسانی و …) اقدام شده است