سال انتشار: ۱۳۹۳
محل انتشار: کنفرانس بین المللی توسعه و تعالی کسب و کار
تعداد صفحات: ۱۴
نویسنده(ها):
جواد نورمحمدی – دانشجوی کارشناسی ارشد روابط بین الملل دانشگاه فردوسی مشهد

چکیده:
در سالهای جنگ سرد آمریکا بیشتر درگیر منازعات تسلیحاتی، ایدئولوژیکی و ژئوپلتیکی در رقابت با شوروی به سر می برد. آمریکا از دیپلماسی اقتصادی در قالب نهادهای مالی بین المللی مانند بانک جهانی و صندوق بین المللی پول و طرحهایی همچون سیاست سد نفوذ و دکترین ترومن طی دوره ی جنگ سرد در جهت مقابله با گسترش کمونیسم، تضعیف شوروی و همراه سایر کشورها با خود را داشت. پس از جنگ سرد با اهمیت پیدا کردن عامل اقتصاد در نظام بین الملل، اقتصاد کشورها در جهان به طور فزاینده ای به یکدیگر پیوند خورده است و هر روزه به هم وابسته تر می شوند. از این رو کشورها ی صنعتی به ویژه آمریکا سعی می کنند تا از ظرفیت های اقتصادی خود در قالب دیپلماسی اقتصادی به بهترین شکل ممکن در راستای رسیدن به اهداف سیاسی، اقتصادی و فرهنگی خود استفاده کنند. در دوران جنگ سرد نظام بین الملل به صورت دو قطبی بوده است ولی با پایان این دوران و تبدیل شدن آمریکا به یک هژمون در سطح جهان، آمریکا به عنوان تنها بازمانده ی دوران جنگ سرد سعی در حفظ این هژمونی دارد. آمریکا به واسطه دارا بودن بزرگترین اقتصاد جهان در طی سالهای پس از جنگ سرد تلاش می کند تا با استفاده از توان اقتصادی خود و فرصتهایی که جهانی شدن اقتصاد از جمله به هم وابسته شدن کشورها در زمینه اقتصاد به آن، از یک طرف به حفظ هژمونی خود کمک کند و از طرفی دیگر به اهداف سیاسی، اقتصادی و فرهنگی خود برسد. در این راستا آمریکا با استفاده از دیپلماسی اقتصادی سعی در همراه کردن سایر کشورهای جهان از طریق ارائه کمک های مالی به موافقان و تحریم اقتصادی مخالفان خود دست یابد، از سویی دیگر آمریکا با استفاده از دیپلماسی اقتصادی خود و نقشی که در نهادهای اقتصادی بین المللی دارد تلاش می کند علاوه بر حفظ موقعیت جهانی و امنیت سرزمینی خود به اهداف اقتصادی از طریق ایجاد امنیت انرژی، حمایت از شرکتهای آمریکایی، حمایت از کشورهای همراه و مبارزه با کشورها و گروههای مخالف خود را دارد. در این تحقیق تلاش شده تا به این سؤال پاسخ داده شود که جایگاه دیپلماسی اقتصادی در سیاست خارجی آمریکا پس از جنگ سرد نسبت به دوران جنگ سرد ستخوش چه تغییراتی شده است. در این تحقیق فرضیه بر این اصل می باشد که با اهمیت پیدا عامل اقتصاد در روابط میان کشورها، شرایطی را برای آمریکا فراهم نموده است که سبب افزایش بکارگیری دیپلماسی اقتصادی در سیاست خارجی آمریکا پس از جنگ سرد شده است. روش پژوهش در این تحیق روش همبستگی می باشد که بر اساس آن سعی شده است تا جایگاه دیپلماسی اقتصادی در سیاست خارجی آمریکا در دوران جنگ سرد با دوران پسا جنگ سرد تا ۲۰۱۴ مقایسه گردد.