سال انتشار: ۱۳۸۳

محل انتشار: دومین کنفرانس بین المللی مدیریت

تعداد صفحات: ۱۸

نویسنده(ها):

هادی کوزه چی – دانشجوی کارشناسی ارشد رشته مدیریت MBA، دانشگاه صنعتی شریف
سعید شبیری – دانشجوی کارشناسی ارشد رشته مدیریت MBA، دانشگاه صنعتی شریف
محمد وکیلی – دانشجوی کارشناسی ارشد رشته مدیریت MBA، دانشگاه صنعتی شریف

چکیده:

امروزه با پیشرفت دانش و تکنولوژی، سیستم های آموزشی به سمت تخصصی نمودن هر چه بیشتر رشته های تحصیلی پیش می روند. اما به نظر می رسد، موتور رشد اقتصاد و صنعت هر کشور، نیرویها متخصصی هستند که علاوه بر تسلط بر دانش تخصصی خود از برخی توانمندیهای عمومی نظیر مهارتهای ارتباطی، کارگروهی، فنون سخنوری، و غیره برخوردار باشند. تمرکز بر آموزش مهارتهای تخصصی، بسیاری از سیستم های آموزشی را از توجه به اهمیت تقویت مهارتهای عمومی بازداشته است. براین اساس محققین بسیاری به بررسی و تحلیل این موضوع پرداخته اند. نظریه مغز چهارربعی ند هرمان، الگوی مناسبی برای تقسیم بندی و مقایسه مهارتها و شیوه های مختلف تفکر به حساب می اید. تاکنون مطالعات بسیاری براساس این نظریه در زمینه آموزش، یادگیری، مدیریت منابع انسانی، شناخت شخصیت و غیره انجام شده است در این مقاله به ارائه نتایج برخی مطالعات انجام شده پیرامون ارزیابی عملکرد سیستم های آموزشی و نظریه های یادگیری براساس این نظریه می پردازیم. در ادامه، به شرح یک تحقیق میدانی، که با هدف مقایسه توانمندی ها و شیوه تفکر دانشجویان رشته های مهندسی و MBA دانشگاه صنعتی شریف انجام شده می پردازیم. نتایج این تحقیق موید وجود برخی ضعف ها درسیستم آموزشی دانشگاه و نیز اهمیت برگزاری دوره هایی برای آموزش مهارتهای غیر فنی دانشجویان می باشد.