سال انتشار: ۱۳۸۴

محل انتشار: همایش تمرکز و عدم تمرکز در فرایند برنامه ریزی درسی

تعداد صفحات: ۲۸

نویسنده(ها):

سیدکاظم اکرمی – عضو هیات علمی دانشگاه تربیت معلم تهران
سیدمحمدحسن حسینی – کارشناس پژوهشکده تعلیم و تربیت تهران

چکیده:

از آنجا که به قول جامعه شناسان تعلیم و تربیت و رشته های آن از جمله برنامه ریزی درسی، در خلاء شکل نمیگیرد، شرایط اجتماعی و سیاسی روزگاران گذشته و خودکامگی مسئولان کشورها، ادارة جامعه به وسیله نخبگان و تمرکز در امور اداری و آموزشی کشورها را ایجاب میکرد . یکی از نتایج این وضعیت اجتماعی، تمرکز در همة امور و از جمله تعلیم و تربیت و برنامه ریزی درسی بود . امروز که حقوق انسانها، برابری ایشان و استفاده همگان از منابع تقریباً امری جهانی است، لازم است که به برنامه ریزی درسی غیرمتمرکز روی آورده شود . اضافه می شود که مسألة شکست برنامه های درسی متمرکز، علی رغم کیفیت تخصصی بالای آنها از اساسی ترین چالشهایی بود که در دهه ۱۹۸۰ سبب پیدایش انتقاداتی براین نوع برنامههای درسی شد . در کشور ایران نیزکهسیستم برنامه ریزی درسی متمرکز بر آن حاکم است، نتایج حاکی از عدم موفقیت برنامه های درسی در رسیدن به اهداف قصدشده خود است و این برنامه های درسی با کاستی ها و چالشهایی مواجه هستند؛ به نحوی که عملکرد ضعیف دانشآموزان ایرانی در آزمونهای بین المللی ریاضیات وعلوم ( تیمز ) و پیشرفت سواد خواندن ( پرلز ) و همچنین، وجود شکستهای تحصیلیمتعدد در سطح کلان ملّی شاهدی براینمدعا هستند . شکست یا عدم موفقیت برنامه های درسی در نظام های متمرکز می تواند ناشی از علل متعددی چون یکسان بودن برنامه های درسی در سطح کلان ملّی و عدم توجه آنها به پیشرفت های روزافزون علوم و فناوری های آموزشی و تولیدی، پیشرفت های اجتماعی، سیاسی، گسترش مردم سالاری و تفاوت – های فرهنگی، قومی و جغرافیایی و گوناگونی استعدادهای دانش آموزان باشد، ولی عاملی که متخصصین برنامه ریزی درسی در عدم موفقیت برنامههای درسی متمرکز سهم بسزایی به آن اختصاص داده اند؛ عدم مشارکت معلّمان در برنامه ریزی درسی و به تبع آن کمی انگیزه، برای کار بهتر است . مشارکت معلّمان در برنامه ریزی درسی یا تهیه و تدوین برنامه های درسی توسط آنها امری حیاتی و کلیدی است، زیرا معلّمان با توجه به شرایط و مقتضیات حرفه ای خود اولاَ اطلاعاتی دقیق و واقعی از منطقه، مدرسه و تواناییهای دانش آموزان دارند و قادرند عملی بودن برنامههای درسی تدوین شده را ارزیابی کنند و ثانیاَ هر برنامه ای حتی در متمرکزترین حالت خود، متأثر از دخل و تصرفهای معلّمان است که نادیده گرفتن آن، چشم بر روی واقعیت بستن است . بنابراین، کنار گذاشتن معلّمان از تیمهای تدوین برنامه های درسی و مقاومت آنها سبب میشود تا هرگونه تغییری در برنامه های درسی بینتیجه بماند