سال انتشار: ۱۳۸۴

محل انتشار: همایش مدیریت مراتع مناطق خشک

تعداد صفحات: ۱۴

نویسنده(ها):

محمد جاریانی – عضوشورایعالی جنگل، مرتع و خاک

چکیده:

درآن زمانها آران آبادی کوچکی بوده که درحاشیه کویرمرکزی کشورجاگرفته بود ازسختیهای کویر تابستان گرم زمستان سرد خشکی محیط ریگ روان و طوفانهای سهمگین راداشتیم و ازمزیتهای آن افقهای گسترده اسمان بلند شبهای لطیف و ستاره باران و یک زندگی منسجم و بهم پوسته اجتماعی نصیبمان شده بود اقتصاد این آبادی کوچک اساسا اقتصادی کشاورزی و متکی برقناتهای پربرکت و مزارعی چون بهشت برین بود مزارع فراوانی که امروز ازاکثریت قریب به اتفاق آنها جز نامی باقی نمانده است یادآن روزها بخیر که پدرام ما درمزارع به کاروتلاش می پرداختند و ازصحرای کویری به کمک آب محدودی که ازقناتها می گرفتند و با تلاش خود باغ و باغاتی بسیارزیبا و دلنشین می ساختند انواع محصولات زراعی را تولید و به بازار عرضه میکردند ودرعین حال برای ما کودکان فضاهای بسیارزیبا برای تلاش و نیز گذراندن اوقات فراغت فراهم می آوردند لحظه ای را تصور کنید که درگرمای کویری تابستان ازحصاریک آبادی کوچک بیرون می روید وارد جاده کویری می شوید که دشتها و افقهای گسترده و رنگهایی بسیارمتنوع و زیبا را درپیش چشمانتان گسترده چند کیلومتری را باپای پیاده می روید خسته شده اید گرما بتدریج کلافه تان کرده وناگهان به سرچشمه و مظهر یک قنات زیبا می رسید آبی شیرین و خنک و گوارا جاری است حوضچه ای کوچک محل عبور این جریان زلال و مروارید گون گردیده و درختان سربه فلک کشیده درکنار آب قدبرافراشته اند درکنارحوض می نشینید سروصورتی تازه می کنید و ابی گوارا می نوشید و وارد مزرعه ای زیبا می شوید ابتدا درمنطقه باغات هستید سپس به فضاهای صیفی جات می رسید بعدبه زمینهایی که گندمزار بوده و … حالا می توانید احساس کنید که این کودک خسته و گرمازده درتصورکودکانه خود این مزرعه را همان باغ رضوان خواهددیدوچرانبیند؟ به تدریج بزرگتر شدیم و اهسته اهسته اموختیم که متاسفانه زندگی برای همه و همیشه تااین حدزیبانیست اهسته اهسته به دوران درک و فهم مسائل می رسیدیم و ازمیوه تلخ درخت معرفت می خوردیم