مقاله ميزان استفاده از رشته هاي مختلف طب مکمل بجز دعا درماني در بيماران مبتلا به سرطان که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در بهار ۱۳۸۸ در بيماريهاي پستان ايران از صفحه ۱۳ تا ۲۲ منتشر شده است.
نام: ميزان استفاده از رشته هاي مختلف طب مکمل بجز دعا درماني در بيماران مبتلا به سرطان
این مقاله دارای ۱۰ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله سرطان
مقاله طب مکمل
مقاله ارتباط متقابل پزشک و بيمار
مقاله ايران

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: سجاديان اكرم السادات
جناب آقای / سرکار خانم: مرادي مريم
جناب آقای / سرکار خانم: حاجي محمودي مهرگان
جناب آقای / سرکار خانم: ميرمولايي سيده طاهره

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
مقدمه: برخي از مبتلايان به بيماري هاي مزمن و صعب العلاج مانند سرطان غالبا جهت کاهش عوارض جانبي بيماري يا پيشگيري از رشد متاستازها به طب مکمل مراجعه مي کنند. هدف از اين مطالعه بررسي روش هاي شايع مورد استفاده و تعيين فراواني و علل مراجعه بيماران سرطاني به اين گونه روش هاي درماني طب مکمل است.
روش بررسي: مطالعه بصورت مقطعي بر روي ۶۲۵ بيمار مبتلا به سرطان انجام شد که در سال ۱۳۸۱ و به مدت ۱۰ ماه به مراکز درماني بيمارستان امام خميني(ره) و مرکز پرتودرماني نوين مراجعه کرده بودند. داده ها با استفاده از پرسشنامه نيمه ساختاري معتبر شده و با رضايت کامل از بيماران جمع آوري شد. شرکت کنندگان در مطالعه داراي متوسط سني ۴۷٫۶۱ سال (انحراف معيار ±۱۵٫۱)، اکثر بيماران زن و متاهل بودند و تحصيلات آنها در حد ديپلم بود. در اين مقاله دعا و شفا در آناليز داده وارد نشده و مبناي استفاده از طب مکمل بر ساير روش هاي مورد استفاده بيماران قرار گرفت.
يافته ها: در مجموع ۲۱۹ نفر از مصاحبه شوندگان يکي از روش هاي طب مکمل شامل دعا، انرژي درماني، هوميوپاتي، گياه درماني، يوگا و مراقبه، آب درماني و مشاوره را استفاده کرده بودند. با خارج کردن ۱۷۹ نفر استفاده کننده از دعا، تعداد ۴۰ نفر (%۶٫۴) باقي مانده از يک روش طب مکمل به جز دعا استفاده کرده و در آناليز وارد شدند. در اين مطالعه ۵۷ نفر حداقل از يک روش طب مکمل استفاده کرده بودند. از اين تعداد بيشترين استفاده از طب مکمل در زمينه انرژي درماني %۳۵ (۲۰نفر)، هوميوپاتي %۱۵ (۲۶ نفر) و گياه درماني %۲۱ (۷ نفر) بود. بالاترين ميزان مراجعه به طب مکمل در مبتلايان به سرطان پستان ۲۸٫۵)%) بود. بين سطح تحصيلات بيماران با ميزان استفاده از شاخه هاي مختلف طب مکمل ارتباط معني داري مشاهده شد (p<0.001). اکثر بيماران خواستار ارايه درمان هاي مکمل از طريق پزشک معالج خود بودند (%۸۰). همچنين در اين مطالعه مشاهده شد نيمي از دريافت کنندگان طب مکمل، به خاطر عدم پرسش و راهنمايي از طرف پزشک معالج، در جريان امکان استفاده از طب مکمل قرار نگرفته بودند.
نتيجه گيري: به نظر مي رسد چنانچه برنامه ريزي دقيقي براي پزشکان در زمينه آموزش روش هاي کاربردي طب مکمل انجام گيرد، مي توان اميدوار بود که در آينده استفاده هاي صحيح تر و مفيدتري از طب مکمل در ايران به عمل آيد. همچنين از بروز عوارض خطرناک استفاده از طب مکمل نيز جلوگيري گردد. اطلاعات بدست آمده در اين مطالعه کوششي است جهت شناسايي وضعيت طب مکمل درکشور و مي تواند مبنايي براي ديگر مطالعات در زمينه اثر بخشي، فواید و عوارض ناشي از درمان هاي طب مکمل باشد.