مقاله نارسايي آدرنال در بيماران دچار ضربه مغزي متوسط و شديد بستري در بخش هاي مراقبت ويژه که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در آبان ۱۳۸۸ در مجله غدد درون ريز و متابوليسم ايران از صفحه ۴۲۳ تا ۴۳۱ منتشر شده است.
نام: نارسايي آدرنال در بيماران دچار ضربه مغزي متوسط و شديد بستري در بخش هاي مراقبت ويژه
این مقاله دارای ۹ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله آسيب ترومايي مغز
مقاله نارسايي آدرنال
مقاله آزمون کوزينتروپين
مقاله کورتيزول

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: مهاجري تهراني محمدرضا
جناب آقای / سرکار خانم: ميرزايي بيتا
جناب آقای / سرکار خانم: شهرزاد محمدكريم
جناب آقای / سرکار خانم: عنابستاني زهره
جناب آقای / سرکار خانم: محسني شهرزاد
جناب آقای / سرکار خانم: اردشيرلاريجاني محمدباقر

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
مقدمه: آسيب ناشي از ضربه (تروما) به سر يکي از علل مرگ و مير بزرگسالان است. با توجه به ايجاد اختلال عملکرد غده آدرنال پس از ضربه مغزي و تاثير آن در پيش آگهي بيماران و هم چنين عدم توافق در خصوص شيوه تشخيص آن، در اين مطالعه فراواني نارسايي آدرنال در فاز حاد پس از ضربه مغزي متوسط و شديد بررسي شد.
مواد و روش ها: در اين مطالعه بررسي موردي پنجاه نفر از بيماران دچار ضربه مغزي با شدت متوسط و شديد در محدوده سني ۷۰-۱۵ سال بستري در بخش مراقبت هاي ويژه چهار بيمارستان شهر تهران، از نظر عملکرد آدرنال با آزمون تحريکي ACTH يک و ۲۵۰ ميکروگرم بررسي شدند.
يافته ها: در اين مطالعه، بروز نارسايي آدرنال در ۱۰ روز اول آسيب ترومايي مغزي بر اساس تعريف هاي مختلف نارسايي آدرنال از ۸۲%-۳۴% متفاوت بود. موارد شناسايي نارسايي آدرنال بر اساس آزمون ACTH يك ميكروگرم بيشتر از آزمون ۲۵۰ ميكروگرم و کورتيزول پايه بود. به دليل ممنوعيت انجام آزمون طلايي تحمل انسولين در اين بيماران نمي توان در مورد حساسيت و ويژگي اين دو آزمون قضاوت کرد. آزمون همبستگي کاپا نشانگر عدم همخواني بين يافته هاي آن دو آزمون است (۰٫۱۷ = كاپا). افت فشار خون و مصرف وازوپرسور به طور بارزي در بيماران تشخيص داده شده به وسيله آزمون ۲۵۰ ميكروگرم بيشتر بود. بين کورتيزول پايه و دقيقه ۶۰ آزمون هاي تحريکي يک و ۲۵۰ ميکروگرم رابطه خطي معني دار وجود داشت (P<0.0001).
نتيجه گيري: نارسايي آدرنال در فاز حاد پس از ضربه مغزي شايع و باعث افزايش موربيديتي مي شود که لزوم تشخيص زودرس موارد تحت باليني را بر اساس آزمون هاي ديناميک به منظور درمان مناسب ايجاب مي نمايد.