مقاله نامهاي شاعرانه معشوق در غزليات خاقاني، نظامي و سعدي که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در پاييز و زمستان ۱۳۸۷ در كاوش نامه زبان و ادبيات فارسي (كاوش نامه) از صفحه ۲۹۳ تا ۳۲۰ منتشر شده است.
نام: نامهاي شاعرانه معشوق در غزليات خاقاني، نظامي و سعدي
این مقاله دارای ۲۸ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله القاب شاعرانه
مقاله غزليات سعدي
مقاله غزليات خاقاني
مقاله غزليات نظامي
مقاله نامهاي معشوق

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: چرمگي عمراني مرتضي

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
در شعر غنايي، معشوق، نقش اصلي و تعيين کننده را عهده دار و در واقع محور ادب غنايي ايران است. عاشق و معشوق يکي از مضاميني است که در شعر فارسي مورد توجه بوده و طي قرون متمادي، در هر دوره اي از شعر فارسي، نگرشي خاص نسبت به آن وجود داشته است.
مقاله حاضر، نگاه اين سه شاعر به معشوق و قدرت تخيل آنها را در توصيف او و اينکه چه القاب و نامهاي شاعرانه اي را بر معشوق خود نهاده اند، مورد بررسي قرار داده است. به عنوان مثال، محراب، قنديل، نمک و … آيا اين سه شاعر در اين نامگذاري مقلد بوده اند يا مبتکر، از کدام يک از صورتهاي خيالي براي نامگذاري معشوق بيشتر بهره برده اند و بسامد آن چقدر بوده است.
با نگاهي گذرا به القاب و عنوان هاي معشوق در غزليات هر سه شاعر معلوم مي شود که عنوانها و القاب به کار رفته، اغلب يکي است. اما تفاوت در وجه شبه و مضمون آنهاست و اين تخيل ظريف ناشي از شگردها و قدرت بي نظير اين شاعران در استفاده از صورت هاي خيالي است.
در اين مقاله براي هر يک از القاب و نام هاي شاعرانه معشوق به ذکر يک شاهد شعري بسنده شده است. البته چون تعداد غزليات بجاي مانده از نظامي در مقايسه با غزليات خاقاني و سعدي از حيث تعداد، کمتر است، سعي نگارنده بر اين بوده تا بر اساس تعداد غزلها، درصدي از آن به دست دهد. در پايان، اين القاب مقايسه و بسامد هر يک از آنها به صورت نمودار نشان داده شده است که مي تواند از ديدگاه سبک شناسي مورد توجه قرار گيرد.