نتايج و بهره هاي اين رساله

١-  نقد گرايش هاي فرانوگرايي (post modern) معماري معاصر غرب از بعد نظري،  عملي و آثار.

٢- طرح گرايش معماري به عنوان يک فرآيند بين رشته اي،  از کلي ترين مباحث علوم انساني ( ايده ها و ايده آل هاي هنرمندان) تا عناصر مادي و صوري در خلق آثار معماري.

٣- تأکيد بر ظرورت انتخاب يک مکتب جامع و مانع به عنوان مبناي روش تحقيق و راهنماي نظر و عمل در برنامه ريزي ها،  آموزش ها،  تجربيات و ارزيابي و نقد آثار معماري.

٤- تنظيم روابط موضوعي اين گرايش بين رشته اي در يک نمودار طولي .

٥- تنظيم روابط موضوعي اين گرايش بين ابعاد نظري،  عملي ،  آثار و اصول حاکم بر هر کدام.

٦- نقد و ارزيابي مکاتب شناخت شناسي انسان،  تا زيبايي شناسي و سبک هاي معماري از منظر اسلامي .

٧- طرح انسان شناسي جامع و مانع از منظر حضرت علي (ع).

٨- طرح جامع و مانع بودن مکتب زيبايي شناسي اسلامي ،  نسبت به مکاتب رقيب و تأکيد بر همساني تجربيات معرفت شناسي و زيبايي شناسي به عنوان جوهر هنر و مبناي هرگونه اصلاحات در اين حوزه.

٩- پاسخ به سئوالات اساسي در مقوله فلسفه هنر و در جهت برون رفت از بحران معاصر.

١٠- نظريه پردازي در مورد ايده هاي فضايي – هندسي مناسب در معماري براي هريک از ابزار و شيوه هاي ادراکي انساني و نقد ديدگاه هاي رقيب در اين حوزه.