سال انتشار: ۱۳۸۶

محل انتشار: سومین کنفرانس بین المللی مدیریت جامع بحران در حوادث غیرمترقبه

تعداد صفحات: ۱

نویسنده(ها):

کیانوش منادی طبری – سرپرست گروه ایمنی ، شرکت قطارهای مسافری رجاء

چکیده:

از مطالعة تاریخچة علم ایمنی براحتی می‌توان دریافت، که از گذشته تا حال دو رویکرد عمده برای تحقق ایمنی وجود داشته است. یکی «رویکرد انفعالی» و دیگری «رویکرد سیستمی» .در رویکرد انفعالیو به هنگام بروز سوانح ، حوادث و بحران‌ها ، همواره سازمان به دنبال معرفی فرد/افرادی به عنوان مقصرین اصلی بروز سانحه یا بحران بوده و با اقدامات تنبیهی سعی در جلوگیری از بروز مجدد بحران می‌نماید. این روش برخورد با ریشه‌های یک بحران را ، «نظام مقصریاب» می‌نامیم . در رویکردهای سیستمی این روش برخورد به موضوع ایمنی بطور کل منسوخ شده و هیچگاه فرد/افراد را به عنوان مسئول اصلی بروز سانحه معرفی نمی‌کنند. بلکه سانحه به کمک مدل‌هایی که واجد مبنای علمی بوده و صحت آنها بارها به اثبات رسیده اند ، مورد بررسی قرارگرفته و ریشه‌های سانحه و بحران در تمامی سطوح سازمان ردیابی و مورد بررسی قرارمی‌گیرد.
در کشور ما متاسفانه رویکرد «مقصریابی» در بسیاری از سازمان‌های دولتی ، و حتی مبانی ذهنی و فکری عوامریشه دوانده تا جاییکه پس از بروز یک بحران ، تمامی روندهای پیگیری ، اطلاع رسانی و حتی جمع‌‌آوری بحران را تحت‌الشعاع قرارداده و به تعبیری خود به تنهایی بحرانی را به موازات بحران اصلی ایجاد می‌کند که این بحران دوم منجر به «درس‌نگرفتن» از سوانح و تکرار آنها در آینده و پرداخت مداوم هزینه‌های گزاف برای سوانح و بحران‌های تکراری و مشابه می‌شود. در این مقاله سعی برآن است برخی از ابعاد گوناگون این معضل بیان شده و سپس یکی از کاربردی‌ترین مدل‌های ارائه شده در این زمینه که به مدل HFACS ( Human Factor Analysis and Classification System) شهرت دارد بیان گردد.