مقاله نفير مولوي، گوهر مثنوي بررسي تطبيقي مساله «اتحاد عاشق و معشوق» در مثنوي و حكمت متعاليه که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در پاييز ۱۳۸۸ در پژوهشنامه ادب حماسي (پژوهش نامه فرهنگ و ادب از صفحه ۱۶۱ تا ۱۹۱ منتشر شده است.
نام: نفير مولوي، گوهر مثنوي بررسي تطبيقي مساله «اتحاد عاشق و معشوق» در مثنوي و حكمت متعاليه
این مقاله دارای ۳۱ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله مولانا
مقاله صدرالمتالهين شيرازي
مقاله حركت جوهري
مقاله نفس
مقاله اتحاد عاشق و معشوق
مقاله بي چون
مقاله بي صورت
مقاله فنا
مقاله بقا

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: صنايعي علي

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
«از بخت شكر دارم و از روزگار هم». خداوند را سپاس گزارم كه بار ديگر توفيق هم نشيني با ملك الخلاق گلستان مثنوي را نصيبم كرد و جام كوچك وجودم را از ان رحيق سرخوشان مشحون ساخت.
هدف اين مقاله، يافتن اين پرسش مهم است كه لب لباب مثنوي شريف مولانا چيست و به بياني ديگر، آن «نفيري» كه وي در اين عالم سرداد و همه سينه هاي شرحه شرحه از فراق را به سوي خويش فراخواند، كدام است؟ در اين نوشته سعي خواهيم كرد تا با ياري جستن از سه مقدمه فلسفي در حكمت متعاليه (تئوري حركت جوهري، مساله نفي و اتحاد عاقل و معقول)، به يافتن پاسخ پرسش مهم مذكور از ديدگاه جلال الدين نايل اييم. اميد است كه ببار ايد و كام همه عاشقان را شكرين سازد:
و هذا دعا لا يرد فانه                      دعا لاصناف البريه شامل