سال انتشار: ۱۳۹۳
محل انتشار: هفتمین همایش مجازی بین‌المللی تحولات جدید ایران و جهان
تعداد صفحات: ۱۱
نویسنده(ها):
محمود ایرانی فرد – دانشجوی کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی

چکیده:
در حوزه اندیشه سیاسی دینی معاصر می توان به سه پارادایم سنت گرایی، تجدد گرایی و نوگرایی (اصلاح گرایی) اشاره کرد که اختلاف آنها در کیفیت توجه به مواجهه سنت- تجدد بوده است. نوگرایی دینی مبتنی بر گزاره هایی چون خوانش درون متنی دین، لزوم حفظ بنیادهای سنت و در عین حال اصلاح آن، تطبیق عناصر سنت با مقتضیات تجدد، تقدم معرفت شناختی وجود بر موجود و باور به امکان تفکیک دستاوردهای تکنیکی تجدد از مؤلفه های فرهنگی و ارزشی آن است. رضا داوری به سبب ضرورت فلسفی به ویژه تحت تأثیر فارابی، بخش مهمی از تلاش فکری خود را در حوزه فلسفه سیاسی و در چارچوب پارادایم نوگرایی صرف نموده است. هدف مقاله حاضر سنجش نسبت مؤلفه های اندیشه داوری و پارادایم ن وگرایی دینی است. لذا با بررسی متون و با بهره از روش هرمنوتیک مت- زمینه محور، این فرضیه با آزمون گذارده می شود که رضا داوری در عین حال که در چارچوب نوگرایی دینی به تدوین گزاره های اصلی خود همت گمارده ولی با چرخشی درون پارادایمی، به مثابه ناقد این پارادایم ظاهر شده است. این فرض مبتنی بر چند نکته اساسی است: از جمله اینکه داوری تأکید دارد «طرح مسئله» و شیوه توجه به شکاف هستی شناختی میان سنت و تجدد از بنیان دارای نقایصی است. وی این نکته را نمی پذیرد که می توان عناصری از تجدد را از آن جدا نمود. در عین حال با ایضاح اساس سکولار تجدد، خواست هم زمان نوگرایان مبنی بر حفظ سنت دینی و بهره مندی از عناصر دلخواه مدرن را به محک آزمونی دشوار می گذارد.