مقاله نقد و بررسي جايگاه عليت نفس در فلسفه جورج بارکلي که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در پاييز ۱۳۸۹ در انديشه ديني از صفحه ۱ تا ۲۴ منتشر شده است.
نام: نقد و بررسي جايگاه عليت نفس در فلسفه جورج بارکلي
این مقاله دارای ۲۴ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله جورج بارکلي
مقاله عليت
مقاله نفس
مقاله خداوند

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: صانعي دره بيدي منوچهر
جناب آقای / سرکار خانم: سعيدي مهر محمد
جناب آقای / سرکار خانم: محمدي محمدعلي

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
نظريه بارکلي يکي از مهم ترين نظرياتي است که در عصر جديد، براي حل مشکل ارتباط علي بين نفس و بدن، و هم چنين رابطه علي بين اجسام ارایه شده است. از آن جا که بارکلي جوهر مادي و تمايز بين کيفيات اوليه و ثانويه را انکار و جهان مادي را به عنوان مجموعه اي از تصورات معرفي مي کند، در فلسفه وي، عليت طبيعي به معناي تاثير و تاثر علي انکار مي شود. وي در نظريه ايجابي اش راجع به عليت، علت را امري فعال مي داند و از سوي ديگر، در نظر او، فقط آن چه داراي اراده باشد، فعال است. از اين رو، علت در فلسفه وي، به اذهان و نفوس محدود مي شود، خواه اين نفس، ذات نامتناهي خداوند باشد و يا نفس متناهي انساني. وي فعال بودن ذات خداوند را از طريق تصورات حسي، به اثبات مي رساند و فعال بودن نفس خود را از طريق تصورات خيالي. در اين جا، اعمال فيزيکي (مثل برداشتن قلم يا حرکت دادن پا) همان اشياي واقعي يا تصورات حسي اند و مشکل اين نوع اعمال در فلسفه بارکلي اين است که از سوي خداوند ايجاد مي شوند و فعاليت او به شمار مي آيند، بنابراين، ديگر نمي توانند به عنوان فعاليت من باشند. البته وقتي که بارکلي مي خواهد نفوس انساني ديگر را به اثبات برساند، آن ها را از طريق افعال فيزيکي شان، که همان تصورات حسي اند، به اثبات مي رساند ولي مشخص نمي کند که چگونه هم خداوند و هم نفوس متناهي ديگر مي توانند علت تصورات حسي باشند. به نظر مي رسد که بارکلي براي حل اين مشکل، در نظريه علل موقعي گرفتار شده است و اين اشکال بر او وارد است که خداوند بدون نفوس انساني ديگر هم مي تواند تصورات حسي را ايجاد کند و در اين کار، نيازي به آن ها ندارد.