سال انتشار: ۱۳۷۲

محل انتشار: هشتمین سمینار بین المللی پیش بینی برای زلزله

تعداد صفحات: ۱۶

نویسنده(ها):

مجتبی کتیرائی – محقق مرکز مطالعات مقابله با سوانح طبیعی – ایران
رسول میرقادری – استادیار دانشکده فنی – دانشگاه تهران
جمشید فرجودی – استادیار دانشکده فنی – دانشگاه تهران

چکیده:

در آئین نامه ۲۸۰۰ ایران، زلزله های طبس و ناغان به عنوان زلزله های مبنا اعلام شده و شتاب نگاشت آنها برای استفاده در روش تحلیل دقیق دینامیکی درج شده است. از طرف دیگر طیق طرح جداگانه ای برای تحلیل به روش شبه دینامیکی ارائه شده است.
بر اساس این آئین نامه کلیه ساختمان های منظم را می توان علاوه بر روش استاتیکی معادل، بر اساس طیف طرح آئین نامه و یا شتاب نگاشت زلزله های طبس و ناغان تحلیل نمود. ساختمان های نامنظم در ارتفاع را می توان با طیف طرح و یا شتاب نگاشت زلزله های فوق تحلیل نموده و ساختمان های نامنظم درپلان را باید تنها بر اساس زلزله های طبس و ناغان تحلیل دینامیکی کرد.
اما در عمل مشاهده می شود که نتایج بدست آمده از تحلیل بر اساس زلزله های طبس و ناغان از یک طرف و طیف طرح آئین نامه از طرف دیگر می تواند کاملاً با یکدیگر متفاوت باشد. این درحالی است که زلزله های طبس و ناغان، زلزله های واقعی و مهم روی داده در کشورمان بوده که اطلاعات مفیدی را برای بررسی سازه ارائه می کند، هم چنین طیف طرح آئیننامه معمولا مبنای طراحی سازه ها می باشد. چگونه می توان این اختلاف و گسستگی در نتایج را توجیه نموده و در طراحی از آنها استفاده کرد؟
در این مقاله با استفاده از نتایج تحلیل مدل های مختلف سازه ای بر اساس طیف و شتاب نگاشت های طبس و ناغان خصوصیات هر یک بررسی می گردد. هم چنین نتایج فوق با نتایج بدست آمده از احلیل بر اساس طیف طرح آئین نامه و هم چنین روش استاتیکی معادل مورد مقایسه قرار می گیرد.
در انتها نتایج حاصله جمع بندی شده و با ارائه راه حل هایی ضمن برطرف نمودن برخی مشکلات عملی استفاده از طیف های فوق، راه استفاده از طیف سایر زلزله های رخ داده در کشورمان را بازتر نموده تا به تبع آن بتوان در هنگام طراحی، تاثیر زلزله های واقعی بیشتری را بر روی سازه مورد نظر اعمال کنیم.