نقد و بررسی نقش بازدارندگی و پیشگیرانه شلاق

 

درخصوص جنبه بازدارندگی منتسب به شلاق، هرچند نمی توان به طور کامل منکـر ایـن نقش گردید؛ مع الوصف در میزان اثربخشی و کارآیی آن تردیـد وجـود دارد. ایـده نقـش بازدارنده مجازات، عمدتاً بر فرض ایجاد رعب انگیزی عـام و خـاص (جامعـه و بزهکـار) مبتنی است. در این مورد، ایرادات و ابهامات چندی به شرح ذیل دیده میشود:

ایراد اول؛ نگارندگان بر این باورند کـه مـا بـا بزهکـاران حرفـه ای و سـابقه داری مواجـه هستیم که اگر آمار جنایی معتبری ارائه گردد، حکایت از عدم تاثیر پذیری و بازدارنـدگی آنها به رغم اعمال کّمرر این کیفر دارد.

ایراد دوم؛ بسیاری از جرائم ارتکابی بـدون سـبق تصـمیم ارتکـاب مـی یابنـد. ایـن بـدین معناست که اصولاً بزهکاران پیش از ارتکاب جرم احتمال نمی دهند که بـه چنگـال عـدالت گرفتار آیند و حتی نمی دانند در صورت ارتکاب جرم، عنوان کیفری آنها چه خواهـد بـود تا براین اساس به محاسبه سود و زیان احتمالی پرداخته و رفتار خـود را بـر مبنـای آن منطبق سازند.

ایراد سوم؛ شقاوت کیفر مزبور باعث می شود هر قدر میزان خطری که بزهکار را تهدیـد می کند بیشتر باشد، جسارت او برای رهایی از آن بیشتر شود، به نحوی که برای فرار از این کیفر چه بسا مرتکب چندین جرم گردد.

ایراد چهارم؛ متغیر تنبیه بدنی شلاق، اثر بازدارنـدگی خـود را از طریـق کاسـتن شـرایط دستیابی فرد به لذات و پاداشهای کجروی بر جای می گذارد. حاصـل ایـن وضـع نیـز در عمل آنست که تا زمانی که موجود باشد، اثر انگیزه های مجرمانه را کاهش میدهـد. ایـن بدان مفهوم است که این متغیر، بزهکاران را تنها به شکل آنی و موقت از ارتکاب بزه بـاز می دارد و به محض اجرا، دوباره همان لذتها و پاداشهاست کـه تـوان خـود را در هـدایت رفتار فرد متجلی میسازد.

ایراد پنجم؛ با اجرای مجازات شلاق نوعی مغایرت آشکار و عمیـق بـین نقـش ارعـابی و اصلاحی کیفر نمایان می گردد. در این وضعیت، هرچند احتمـال دارد کـه اعمـال تـوام بـا خشونت این کیفر، احساسات مجرمانه عمومی را تضعیف نمـوده و بزهکـار را از تکـرار جرم بترساند، با این حال، نقش اصلاحی آن آنگونه که گذشت، به شدت تحت تاثیر قـرار میگیرد.

ایراد ششم؛ در میـزان تـرس حاصـله از اجـرای شـلاق و تـاثیر بازدارنـده آن بـر افـراد مختلف، معیار دقیق و موجهی وجود ندارد. در واقع نمی توانیم با قاطعیت بگوییم ترس از اجرای مجازات شلاق موجب پیشگیری از بزهکاری می گردد زیرا از طرفی عوامل موجب ترس متعدد بوده و شخصیت آدمی آنقدر پیچیده است که نمیتوان به وضـوح تشـخیص داد که آیا ارتکاب بزه معین یا اجتناب از آن محصول مسـتقیم ایـن تـرس احتمـالی بـوده است یا خیر و از طرف دیگر، انگیزه های مجرمانـه گـاهی آنقـدر قـوی هسـتند کـه تـرس احتمالی اجرای شلاق نمی تواند انسان را از شدت وسوسههـای آنـی و انگیـزه تمایـل بـه منافع کلان بازدارد. به علاوه اینکه، قابلیت یا عدم قابلیـت بازدارنـده ایـن کیفـر، تنهـا بـه مولفه ترس از اجـرای آن برنمـی گـردد؛ بلکـه عوامـل دیگـری از قبیـل قطعیـت مجـازات، شناسایی مجرمین و اجرای سریع آن حائز اهمیت است.

ایراد هشتم؛ ما در یک جامعه با طیف متنوعی از افراد با گرایشها و موقعیتهای فردی و اجتماعی متفاوت مواجه هستیم. ایرادی که بر جنبه رعب انگیزی مجازات شلاق یـا سـایر کیفرهای مشابه وارد است اینکه، در این فرایند تمـامی اقشـار جامعـه اعـم از بزهکـار یـا غیربزهکار به یک دید نگریسته می شوند. در چنـین نظـامی همـه افـراد جامعـه از طریـق تهدید وادار به اطاعت از قوانین شده و قانونگـذار از دلایـل اخلاقـی بـرای توجیـه اوامـر قانونی در بین مردم استفاده نکرده است.

به عبارتی، بازدارندگی باعث میشود با کسانی که مجازات می شوند و با سایر افراد که بـه اطاعـت از قـانون فراخوانـده مـی شـوند، بـه صورت تهدیدآمیز رفتار شود. این امر ممکن است از یک جهت باعـث افـزایش احسـاس بی اعتمادی، ناامنی و عدم اطمینان نسبت بـه عملکـرد دسـتگاه عـدالت کیفـری گـردد و از جهت دیگر، احتمال دارد باعث ترویج روحیه خشونت و بزهکاری در جامعه شده و افراد خطرناک و مستعد را به سمت ارتکاب جرم و بـروز رفتارهـای خشـن و سـتیزه جویانـه سوق دهد.

به هرحال، هرچند خصیصه بازدارندگی شلاق با تردید اساسی مواجه است؛ با این حـال، هنوز این امیدواری در بین موافقان شلاق وجود دارد کـه شـاید درد و رنـج و یـا تهدیـد بالقوه ی این مجازات بتواند اسباب بازدارندگی عام و خاص را فراهم نماید و شاید حذف ناگهانی این کیفر از سیاهه ی قوانین کیفـری، بـدون یـافتن جـایگزین مناسـبی بـرای آن، انتقادات زیادی را به همراه داشته باشد.