سال انتشار: ۱۳۸۲

محل انتشار: اولین همایش علمی جانباز و خانواده

تعداد صفحات: ۹

نویسنده(ها):

جعفر میرزایی – پژوهشکده مهندسی و علوم پزشکی جانبازان

چکیده:

ارتباط خانواده با مقوله بیماری روانی مسلما از آنچه مورد اشاره قرار خواهد گرفت، گسترده تر است و اگر بخواهیم رابطه خانواده و اختلال روانی را از نظر کلی مورد توجه قرار دهیم، باید به جنبه های سبب شناسی اختلالات روانی، زمینه های ژنتیک، ویژگی های روانی و رفتاری اعضاء خانواه، شرایط اجتماعی آن و بسیاری جنبه های دیگر بپردازیم.
اما با توجه به اهیمت موضوع درمان و بهبودی بیماران روانی بعنوان بحثی از پیشگیری ثانویه که توجه بیشتری را می طلبد، صرفا به این موضوع اشاره ای می نمائیم.
خانواده ها بعنوان یک واقعیت انکارناپذیر، متاسفانه معمولا آنگونه که باید و شاید در درمان های متداول به رسمیت شناخته نمی شوند و گرایش غالب درمانگران استفاده از روش های و ابزارهایی است که عموما بطور کلاسیک با آنها آشنا هستید و در موقعیت های انفرادی بکار گرفته می شوند. با این حال به مرور زمان توانایی یک رویکرد نظامدار ارتباطی، در کاهش و تسکین شدنت اختلالات روانی موضوعی است که از سوی متخصصان بالینی و برنامه ریزان مراقبت های بهداشتی، مورد تاکید قرار گرفته است.
بکار بستن یک دیدگاه سستمی مبتنی بر الگوی زیستی، روانی. اجتماعی، به رسمیت شناختن نقش و کارکردهای خانواده، بعنوان خاستگاه اولیه فرد اهمیت بسیار دارد.
بعنوان مثال خانواده یک بیمار، اغلب اطلاعات صحیحی را وارد جلسات درمانی می کند و ممکن است باعث کاهش برداشت های غلط شوند، و همچنین درمانگر ممکن است به منظور بررسی علائم و سطح عملکرد بیمار، بصورت های غیر مستقیم از طریق جلسات مصاحبه خانوادگی و بطور مستقیم در واکنش هایی که بیمار به پرسش های درمانگر می دهد، از زمان بهره وری حاصل کند . باید توجه داشت که علائم بیماری برخانوادهم تاثیر می گذارد و متقابلا خانواده ها نیز بر علائم بیماری تاثیر می گذارند.