سال انتشار: ۱۳۸۲

محل انتشار: اولین کنفرانس توسعه منابع انسانی

تعداد صفحات: ۱۷

نویسنده(ها):

مجتبی کاشانی – مشاور و مدرس مدیریت

چکیده:

مدیریت منابع انسانی در دهه گذشته در کشور ما به دلیل تاثیر مطالعه شیوه های موفق مدیریت های انسان مدار در کشورهای جنوب شرقی آسیا به ویژه ژاپن، گرایش بیانی و ظاهری و بینشی و اجرایی خاصی را در سطح سازمان های بزرگ موجب شدهو بعضا در مواردی اجرایی کردن آنها توفیقات نسبی قابل توجهی به دنبال داشته است.
اگرچه انسان در فرهنگ ملی و مذهبی جایگاه و ارزش خاصی در باورهای ذهنی ما دارد اما هجوم صنعت و تجمع انسان ها در سازمان های بزرگ مجال انتقال تدریجی این فرهنگارزشمند در مدیریت ساززمان های بزرگ را از ما گرفته است و به مصداقکوچک زیباست small is beautiful ما در سازمان های بزرگ زیبایی رعایت انسان و کرامت او در عمل را از خود سلب کرده ایم.
توجه به انسان یعنی توجه به دو مرکز اصل عقل و احساس او که برآیند توسعه آنها رشد یک انسان متوازن و متعادل را به ما نوید میدهد اما حتی دانشگاه ها و مدارس ما نیز بیشتر به اموزش عقلانی و منطقی او همت گمارده اند و از پرورش او یعنی توسعه اعتقادات، احاسات و عواطف که می تواند جنبه اهریمنی توسعه عقل و منطق را کنترل کند، دور مانده اند.
مطالعه نظریه های مدیریتی X و Y و یا انگیزش و یا اصول ارتباطات و نیز رهبری در سازمان همه گویای این واقعیت هستتند که نیازهای نامریی و دیده نشدنی انسان در چرخه رفتار سازمانی نادیده گرفته می شوند و این بخش از کوه یخ سازمانی همواره از دید ناخداهای کشتی مدیریت درسازمان ها پنهان می باشد. در نظریه مازلو به وضوح نیاز انسان به عشق و محبت در رده سوم مشخص شده اند.