رویکرد پست مدرن در مورد خانواده باعث ایجاد دیدی واقعگرایانه نسبت به وضعیت موجود خانواده در جامعه جدید میشود. این رویکرد بحرانهای اجتماعی موجود در خانواده را علتیابی کرده و راهحلهای کاربردی و عملی ارائه میدهد که به وسیله آن میتوان به واقعیت آن چه در حال وقوع است پی برده و چشم خود را بر اتفاقاتی که در جامعه حول محور مفهوم خانواده در حال اتفاق است نبندیم و با جلوگیری از مقدس و بهنجار دانستن یک شیوه زندگی خانوادگی که درصد کمی از جامعه از آن پیروی میکنند به ریشهیابی و رسیدگی آسیبهای اجتماعی که دیگر شیوههای زندگی و تشکیل خانواده در جامعه ایجاد می کنند واقع بینانه برخورد کرده و به رفع نیازهای افراد جامعه بپردازیم(اعزازی، (۱۳۷۶

در جمع بندی نظریات پست مدرن باید اشاره داشت که حضور نظریه هایی مانند پست مدرن در زمینه خانواده هرچند از نظر بسیاری باعث دامن زدن به اشفتگی و ایجاد بی نظمی در روند زندگی خانوادگی گشته است، یا حتی به نظر بعضی دیگر به افول و سقوط خانواده منجر شده و باعث افزایش آسیبهای اجتماعی از جمله افزایش بچههای خیابانی و بچههای طلاق و ایجاد آسیبهای روانی بر آنها گشته است، ولی باعث گردیده نگاه یکسویه و تکخطی به خانواده از بین برود و با به رسمیت شناختن الگوها و شیوههای جدید زندگی خانوادگی به مسائل اقشار آسیبپذیر و حاشیهای از جمله زنان سرپرست خانوار رسیدگی بیشتری شود.

نگرشهای فمنیستی

نوع نگاه فمنیستها به خانواده نگاه یکسانی نیست، در موج اول، خانواده به ندرت به عنوان یک نهاد زیر سوال میرفت، اما در موج دوم نگاه اکثریت فمنیستها به خانواده بسیار انتقادی بود و بیشتر به نقش خانواده در فرودستی زنان توجه می کردند. استدلال کلی آنها این بود که موقعیت زنان به عنوان همسر و مادر و همچنین فرآیند جامعهپذیری در خانواده، که نگرشهای مربوط به زن و مرد و زنانگی و مردانگی را به نسلهای بعد منتقل میکنند، نقش اصلی را در فرودستسازی زنان و تداوم تقسیم کار مرزهای جنسیتی و روابط قدرت میان زن و مرد دارند.