سال انتشار: ۱۳۸۴

محل انتشار: دومین همایش اشتغال و نظام آموزش عالی کشور

تعداد صفحات: ۱

نویسنده(ها):

علی سوری – عضو هیات علمی گروه اقتصاد دانشگاه بوعلی سینا

چکیده:

اشتغال نیروی کار تحصیل کرده به معنی بکارگیری نیروی کار با تخصص و با کیفیت بالاتر و به عبارت دیگر به معنی به کارگیری سرمایه انسان است. بدیهی است که این امر وابسته به عوامل مختلفی است که کارکرد آنها نقش تعیین کننده ای در اینده اموزش عالی کشور دارد. در ایران طی سالهای اخیر از یک طرف تغییراتی در ترکیب تقاضا برای اموزش عالی (افزایش سهم زنان در ورود به دانشگاه) بوجود امده و از طرف دیگر نرخ بیکاری فارغ التحصیلان افزایش قابل توجهی یافته است. این مسئله از یک طرف ناشی از افزایش نسبی تعداد دختران دیپلمه و از طرف دیگر ناشی از بازدهی سرمایه انسانی و چشم انداز بکارگیری آن در شرایط فعلی کشور است. کاهش تمایل نسبی مردان برای ورود به اموزش عالی تا حدودی معلول این موضوع است که چشم انداز مناسبی بری اشتغال فارغ التحصیلان اموززش عال نمی بینند و همچنین بازدهی آن در مقایسه با سرمایه گذاریها یدیگر و مشاغلی که نیاز به تخصص ندارند، پایین تر است و تفاوت محسوسی ندارد.
در تبیین موضوع فوق شاید بتوان ازجنبه های مختلفی، شرایط فعلی را تبیین نمود. اما یکی از نظریه هایی که اخیرا مطرح شده و تحت عنوان سرمایه اجتماعی است می تواند تا حدود زیادی شرایط فعل را تبیین نماید. سرمایه اجتماعی از جنبه های مخلتفی برعملکرد اقتصاد اثر می گذارد. یکی از مباحثی که درچهارچوب سرمایه اجتماعی تحلیل می شود. این است که سرمایه گذاری در سرمایه انسانی در صورتی شکل می گیرد و افزایش می یابد که سرمایه اجتماعی به اندازه کافی وجود داشته باشد. در شرایطی که سرمایه اجتماعی رو به زوال رود، تمایل به سرمایه گذاری در سرمایه انسنی و کسب تخصص ها توسط افراد کاهش می یابد . زیرا در چنین شرایطی بازدهی حاصل از سایر فعالیتها بسیار بیشتر از سرمایه انسانی است.
در راستایبحث فوق، این مقاله به تحلیل نقش سرمایه اجتماعی در تشکیل سرمایه انسانی می پردازد. نتایج اولیه این مقاله نشان می دهد که طی سالهای اخیر سرمایه اجتماعی در کشور دچار نزول شده و از این طریق موجب کاهش تمایل به سرمایه گذاری در سرمایه انسانی شده است. این نتیجه می تواند با تغییرات اخیری که در ترکیب تقاضا برای اموزش عالی بود آمده است سازگار باشد. در این چهارچوب به نظر می رسد که آینده آموزش عالی درگرو بازسازی سرمایه اجتماعی است. زیرا در شرایط یکه سرمایه اجتماعی به اندازه کافی وجود دارد نهاده های تولیدی از جمله سرمایه انسانی، در یک شرایط طبیعیو عادی بکار گرفته می شوند و هر کدام بازدهی واقعی خود را کسب خواهند کرد. در چنین شرایطی بازدهی حاصل از تحصیلات عالی بطور نسبی بیشتر می شود، زیرا امکان کسبدرامد از راههایی که نیاز به سرمایه(چه سرمایه انسانی و چه سرمایه اجتماعی) ندارند کاهش می یابد.