سال انتشار: ۱۳۸۶

محل انتشار: نخستین کنگره بین المللی مدیریت ریسک

تعداد صفحات: ۸

نویسنده(ها):

علی جلالی –
مهدی حبیبی فر –

چکیده:

در دهه هشتاد میلادی ، برخی از صنایع بزرگ دنیا از جمله شرکت شل با قبول یک سری اصول مدیریتی ایمنی افزوده ، برگرفته از روشهای دوپونت ، شوک جدیدی به مدیریت ایمنی خود وارد آوردند . این امر منجر به کاهش شدید میزان حوادثضمنی در نیمه دوم دهه هشتاد در این شرکتها گردید . در همان دوره ، بدنبال فاجعه Piper – Aمشخص گردید که ایمنی باید جدی تر و سیستماتیک تر مدیریت شده و به مدیریت بهداشت و محیط نیز توسعه یابد ، لذا سیستمهای مدیریت کیفیت به صنعت معرفی شدند . متعاقب آنها ؛ سیستمهای مدیریت HSE در چهارچوبی که ما در حال حاضر می شناسیم در اویل دهه ۹۰ به صنعت معرفی گردیدند . (۱)
پیشرفت مستمر ، احاطه عمیق تری از سیستمهای مدیریتی را می طلبد ، به نحوی که منجر به فرهنگی شود که در آن مردم فی نفسه و بواسطه باوری که دارند برای اجرای عناصر سیستمهای مدیریتی HSE برانگیخته شوند تا اینکه اجباری برای این کار داشته باشند . بنابراین ضروری است که این امواج سازنده را بشناسیم که " فرهنگ و رفتار انسانی " نام دارد . (۲)
جا انداختن چنین فرهنگ پیشرفته ایی ، مستلزم درک کاملی از رفتار انسانی است . اوایل قرن حاضر تمامی دیدگاهها معطوف به موضوعات " قلبها و افکار " گردید که در حال حاضر نیز در دسترس صنعت است . این ابزار به طیف وسیعی از مسائل و موضوعات رسیدگی می کند و بعبارتی ساده ، دانش لازم برای هدایت جلسات و کارگاههای کوچک را با افراد در گیر توسعه و پیشرفت فرهنگ ؛ فراهم می نماید (۳).
جوهره مدل آن است که رفتارهای بهبود یافته باید نسبت به رفتارهای منجر به حادثه ، محیط تاثیر گذار را اصلاح و اداره کنند . این مدل اشاره به این نکته نیز دارد که اعمال و رفتار مدیریت ( سوالاتی که می پرسید ، اولویتهایی که تنظیم کرده اید، مدت زمانی که در دسترس هستید ) ؛ اثر قابل ملاحظه ای بر رفتار افراد زیر مجموعه شما دارد