سال انتشار: ۱۳۸۵

محل انتشار: کنگره ملی علوم انسانی

تعداد صفحات: ۳۶

نویسنده(ها):

محمد منصورنژاد –

چکیده:

نوشتار حاضر تحت عناوین زیر سامان یافته است: الف) مقدمه (مدخل بحث): در مقدمه پس از تعاریف و …در طرح مسأله به عدم رضایت دست اندرکاران فکری و عملی علوم انسانی , دانشگاهی و غیردانشگاهی از دس ت آوردهای این رشته و ترجمه ای و کلیشه ای بودن آن سخن به میان آمده و آنگاه پرسشهایی مطرح شده اند که هر یک محور مباحث نوشتارند.ب) رشته ی علوم انسانی قدیم است یا بدیع؟ محصول نهایی بحث در این قسمت , خبر از بداعت علوم انسانی متعارف دارد. ج) آیا ماهیت علوم انسانی در همه ی جوامع همسان است؟ در تجزیه و تحلیل موضوع مقاله به اینجا می رسد که حتی اگر ماهیت علوم انسانی مثلاً غربی و شرقی , ایرانی و غیرایرانی متفاوت هم باشند , به جهت فقر منابع, روش و مباحث, لاجرم باید از علوم انسانی موجود حداکثر بهره را ببرد.د) نهضت تو لید علم و جنبش نرم افزاری با رشته ی علوم انسانی چه نسبتی دارند؟ از جمله نتایج بحث آن است که از جهت زمانی جنبش نرم افزاری در ایران نسبت به علوم انسانی متأخر است و از نگاه ارزشی , در حالی که در علوم انسانی سعی بر عدم مداخله ی آگاهانه ی ارزشها است , اما جنبش ن رم افزاری نگاهی مسأله محور و ارزشی و متناسب با نیازهای کشور دارد . و اگر در علومانسانی مصرف کننده ایم , در جنبش نرم افزاری مدعا آن است که قدم در حیطه ی تولید علم بگذاریم. ه) متولیان و بازیگران اصلی جنبش نرم افزاری چه کسانی اند؟ حاصل بحث آن است که از بین نخبگان سیاسی و نخبگان فرهنگی , اولی نقش معد و بسترساز و دومی نقش بازیگران اصلی را خواهند داشت . و در رشته ی علوم انسانی نیز برخی رشته ها نقش بیشتر دارند.