سال انتشار: ۱۳۸۵

محل انتشار: کنگره ملی علوم انسانی

تعداد صفحات: ۱۰

نویسنده(ها):

علیمحمد کاردان – استاد دانشگاه تهران

چکیده:

از علوم انسانی چنان که یکی از دانشمندان معاصر( ۱) می نویسد هنوز تعریفی جامع و مانع که مورد قبول فلاسفه و معرفت شناسان باشد به عمل نیامده است و دلیل آن نیز وسعت و تعدد و تنوع این علوم از یک سو و تازگی بسیاری از آنها از سوی دیگر است. در حال حاضر اکثر صاحب نظران به برشمردن این علوم و تعریف هر یک از آنها اکتفا می کنند و تازه در این کار نیز دشوار یهای بسیاری پیش م یآید که یکی از آنها روشن نبودن مرز یا مرزهایی است که این علوم را از یکدیگر جدا می کند یا به یکدیگر می پیوندد و یکی از دلایل این مشکل نیز حد بالائی از میان رشته ای بودن این علوم است. به طوریکه به هر یک از این علوم که می نگری وضع مستقلی ندارد و به نحوی با علم دیگری در ارتباط است و از داد ههای علم نزدیک بی نیاز نیست. می توان گفت که علوم انسانی صورت خانواد های دارند و همه خویشاوند یکدیگرند. و روز به روز بر تعداد اعضاء این خانواده افزوده می شود و این وضع مطالعه دودمان مانند این علوم را دشوار تر می سازد. در تعریف توصیفی علوم انسانی نیز غالب کسانی که به این کار پرداخت هاند تعریف خود را با چند نقطه و یا ذکروغیره یا و نظایر آن تمام می کنند.