مقاله نقش عوامل اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي در تغذيه کودک زير دو سال از ديدگاه مادران، مراقبين كودك و کارکنان بهداشتي: يک مطالعه كيفي در شهرستان دماوند که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در زمستان ۱۳۸۹ در مجله علوم تغذيه و صنايع غذايي ايران از صفحه ۷۵ تا ۸۶ منتشر شده است.
نام: نقش عوامل اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي در تغذيه کودک زير دو سال از ديدگاه مادران، مراقبين كودك و کارکنان بهداشتي: يک مطالعه كيفي در شهرستان دماوند
این مقاله دارای ۱۲ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله تغذيه
مقاله نوزاد
مقاله عوامل اقتصادي
مقاله مطالعه کيفي

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: سالاركيا ناهيد
جناب آقای / سرکار خانم: اميني مريم
جناب آقای / سرکار خانم: عبدالهي مرتضي
جناب آقای / سرکار خانم: عشرتي بابك

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
سابقه و هدف: تغذيه کودک در دو سال اول زندگي نقش مهمي در رشد و تکامل او براي سال هاي بعدي زندگي دارد. در اين تحقيق كيفي ديدگاه ها، باورها و تجارب افراد در گير در تغذيه کودک در مورد نقش عوامل اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي بر وضعيت تغذيه و سلامت كودك زير دو سال در شهرستان دماوند، واقع در شمال شرق تهران، در سال ۱۳۸۷مورد بررسي قرار گرفت.
افراد و روش ها: طي يک مطالعه کيفي ۲۳بحث گروهي با مادران داراي كودك زير ۲ سال، مراقبين داخل منزل (مادر بزرگ ها) و مراقبين خارج منزل (مربيان مهد كودك) و كاركنان بهداشتي شهري و روستايي درخصوص تغذيه كودك زير دو سال در شهرستان دماوند صورت گرفت. جلسات با حضور يك هماهنگ كننده، دو يادداشت بردار و يک ناظر برگزار شد. پس از پايان عمليات ميداني، كليه يادداشت ها بر اساس اهداف مطالعه كد گذاري شد. سپس زير گروه هاي هر هدف به دست آمد و مضامين اصلي مطالعه از بين آنها استخراج و گزارش شد.
يافته ها: چهار مضمون به دست آمده در مورد تاثير عوامل اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي بر تغذيه كودك زير دو سال عبارت بودند از: تاثير درآمد خانواده، سواد مادر، فرهنگ و اعتقادات والدين و حمايت عاطفي – اجتماعي مادر. بر اساس يافته هاي بررسي حاضر، هر چند مادران و مراقبين كودك به اهميت شيردهي واقف بودند ولي تغذيه انحصاري در اين منطقه به صورت واقعي آن رعايت نشده بود. اکثر شرکت کنندگان اگرچه نسبت به تغذيه تكميلي آگاهي داشتند ولي در عمل به نوع غذا، ايجاد تنوع غذايي، ارزش تغذيه اي يا کيفيت غذاهاي داده شده به کودکان خود توجهي نداشتند. از نظر شركت كنندگان شرايط اجتماعي، اقتصادي و باورهاي غلط نقش موثري در عدم موفقيت در اجراي شيردهي و تغذيه تكميلي داشته است.
نتيجه گيري: براي رفع مشكلات فعلي در زمينه شيردهي و تغذيه تكميلي، علاوه بر تجديد نظر در دستورالعمل هاي فعلي تغذيه اي، اجراي برنامه هاي حمايتي و آموزشي با توجه به اعتقادات و فرهنگ جامعه به تمام افراد درگير در تغذيه كودك از جمله مادران، مراقبين كودك و کارکنان بهداشتي توصيه مي شود.