مقاله نقش کانونهاي تفکر داراي مجوز از وزارت علوم، تحقيقات و فناوري در خط مشي هاي عمومي: پژوهشي بر مبناي روش کيو (Q) که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در بهار ۱۳۸۹ در پژوهش و برنامه ريزي در آموزش عالي از صفحه ۸۷ تا ۱۰۹ منتشر شده است.
نام: نقش کانونهاي تفکر داراي مجوز از وزارت علوم، تحقيقات و فناوري در خط مشي هاي عمومي: پژوهشي بر مبناي روش کيو (Q)
این مقاله دارای ۲۳ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله سياستگذاري
مقاله كانونهاي تفكر
مقاله خط مشي هاي عمومي
مقاله اعضاي هیات علمي
مقاله روش كيو

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: لاجوردي اشرف

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
کانونهاي تفکر با توجه به مطالعات بنيادي در تهيه برنامه ريزي راهبردي و تدوين استراتژي امنيت ملي فعاليت دارند. اين کانونها بيشتر دانشگاهي اند و در امر سياستگذاري با فراهم کردن اطلاعات و راهکارهاي لازم نقش خود را در تدوين خط مشي ها ايفا مي کنند. از آنجا که برنامه ريزي در کانونها بايد با ديگر برنامه هاي کشور هماهنگ باشد و با ديگر برنامه هاي توسعه نيز تعارضي نداشته باشد، وزارت علوم، تحقيقات و فناوري وظيفه برقراري ارتباط و هماهنگي امور کانونها با مجامع فرهنگي و نيز ساير بخشها و فراهم آوردن زمينه هاي ارتباط درون سازماني و برون سازماني به منظور مشارکت و حمايت از فعاليت کانونها و نيز مديريت، برنامه ريزي، نظارت بر بخشهاي مختلف امور کانونها و … را براي نيل به اهداف بر عهده دارد. در اين پژوهش نقش کانونهاي تفکر داراي مجوز از وزارت علوم، تحقيقات و فناوري کشور بر مبناي روش کيو بررسي شده است. مبناي روش«ترکيبي-آميخته» است که از نظر شيوه از هر دو نوع آمار توصيفي و تحليلي استفاده شده و به دليل استفاده از همبستگي پيرسون مطالعه همبستگي است و اين ويژگيها روش کيو را نسبت به ساير روشهاي تحقيق از تبييني جامع تر و پرمحتوا تر برخوردار مي سازد. بر اساس يافته ها و نتايج تحليل عاملي کيو، ذهنيت مشارکت کنندگان يا اعضاي هیات علمي دانشگاهها که نقش آفرينان عرصه خط مشي گذاري نيز محسوب مي شوند، به ۹ عامل يا گروه دسته بندي مي شود که نتيجه آن آشکار ساختن الگوهاي تقکر و تفسيرپذيري از نقشهاي جديد کانونهاي تفکر و تلقي از ضعفهاي کانونهاست. بدين ترتيب، با استفاده از تحليل نظرهاي افراد به جاي متغيرها، نوعي سنخ شناسي نقشها صورت پذيرفته که در فرايندهاي جديد بهبود کيفيت خط مشي ها و بازده فرايندهاي آن تاثير داشته است و با کاهش هزينه هاي ناشي از خطا در بخشهايي از فرايند خط مشي هاي عمومي همراه خواهد بود.