مقاله نقض هنجارهاي فرهنگ رسمي و سنتي و دلالت هاي مقاومتي آن: بررسي نمونه اي از دانشجويان که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در بهار ۱۳۸۸ در نامه علوم اجتماعي از صفحه ۱۵۳ تا ۱۷۸ منتشر شده است.
نام: نقض هنجارهاي فرهنگ رسمي و سنتي و دلالت هاي مقاومتي آن: بررسي نمونه اي از دانشجويان
این مقاله دارای ۲۶ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله کجروي فرهنگي
مقاله مقاومت فرهنگي
مقاله اعتراض فرهنگي
مقاله خرده فرهنگ
مقاله جوانان
مقاله دانشجويان

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: سراج زاده سيدحسين
جناب آقای / سرکار خانم: بابايي مينا

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
آمارها و شواهد حاكي از آن است كه ميزان نقض هنجارهاي فرهنگ رسمي و سنتي غالب در كشور در بين بخش هايي از جوانان به صورت آشكار يا پنهان در حدي عموميت يافته كه ممكن است بتوان از شكل گيري خرده فرهنگي كه مغاير با فرهنگ رسمي غالب در كشور مي باشد سخن گفت. برخي بي توجهي به اين هنجارها را ناشي از نوعي اظهار مخالفت با فرهنگ و نيز نظام سياسي غالب مي دانند به اين معني كه افرادي كه براي حاكميت سياسي و فرهنگ حاكم مشرو عيت و وجاهت قايل نيستند با بي توجهي به نمادهاي فرهنگي آن، مخالفت خود را ابراز مي دارند. گروهي نيز نقض هنجارها را ناشي از پذيرش جنبه هايي از يك فرهنگ جديد (غربي) مي دانند و معناي آن از نظر كنشگران را لزوما ابراز مخالفت و اعتراض به حساب نمي آورند. اين مقاله در پي بررسي مباحث فوق است. اين مباحث با استفاده از داده هاي فراهم آمده از يک نمونه ۳۷۶ نفره از دانشجويان دختر و پسر دانشگاه شهيد بهشتي تهران در بهار سال ۱۳۸۶ و نيز مصاحبه با شماري از افرادي که در حد بالايي اين هنجارها را نقض مي کنند، مورد بررسي قرار گرفت. يافته ها حاکي از آن است که گرايش بيش از نيمي از دانشجويان به نقض برخي از هنجارهاي فرهنگ رسمي و سنتي در حد متوسط و بالا است. بر اين اساس مي توان چنين نتيجه گيري کرد که فراواني چنين رفتارهايي در بين دانشجويان در حدي است که بتوان از شکل گيري خرده فرهنگي سخن گفت که هنجارهاي متفاوت با فرهنگ رسمي – سنتي دارد. همچنين بخش قابل توجهي از کساني که در حد بالايي اين هنجارها را نقض مي کنند به نوعي به عمل خود معني مقاومت و اعتراض مي دهند و يا انگيزه اعتراض به نيروهاي فرهنگي اجتماعي و سياسي در آنها وجود دارد. گستردگي قابل توجه نقض هنجارهاي فرهنگ رسمي و سنتي در جمعيت مورد بررسي تا حدي اين ديدگاه را تقويت مي کند که اين هنجارشکني ها را نمي توان و نبايد صرفا به عنوان يک پديده نابهنجار و جرم تعريف کرد و با آن برخورد انتظامي و قضايي داشت.