مقاله هدف گرايي در برنامه ريزي مسکن با توجه به تحول در ساختار جمعيتي کشور که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در بهار ۱۳۸۸ در برنامه ريزي و آمايش فضا (مدرس علوم انساني) از صفحه ۹۵ تا ۱۲۷ منتشر شده است.
نام: هدف گرايي در برنامه ريزي مسکن با توجه به تحول در ساختار جمعيتي کشور
این مقاله دارای ۳۳ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله برنامه ريزي
مقاله ساخت جمعيتي
مقاله مسکن
مقاله هدف گرايي
مقاله گروه هدف

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: پرهيزكار اكبر
جناب آقای / سرکار خانم: امكچي حميده
جناب آقای / سرکار خانم: ركن الدين افتخاري عبدالرضا

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
برنامه ريزي مجموعه اي از فعاليتهاست که منجر به تصميم گيري درباره تخصيص منابع براي رسيدن به هدفي در آينده مي شود. تاکيد به داشتن «هدف» در برنامه ريزي، هسته مرکزي و تعيين کننده اين مباحث است؛ زيرا برنامه ريزي به طور اساسي بدون «هدف» معناي بيروني ندارد و در برنامه ريزيهايي همچون برنامه مسکن، گروه هدف شامل همه آناني است که تامين سرپناه آنها موضوع برنامه است، بويژه آنهايي که به حمايت بيشتري نيازمندند و قادر به حضور بدون حمايت برنامه دربازار مسکن نيستند. به همين سبب نيز در ارزيابي موفقيت يک برنامه، مهمترين سنجه، ميزان پوشش دهي گروه هدف است. اما اين کار مشروط به ارايه تعريف درست از گروه هدف و دسته بندي آنها بر حسب ويژگيهايي است که آنها را از هم متمايز مي سازد. «هدف گرايي» برنامه نيز در ميزان پوشش دهي همان گروه هدف آزموده مي شود.
الزام برنامه هاي مسکن براي دستيابي به تعريف دقيق و روشن از گروه هدف به دليل نياز به تدارک اقدامات لازم و پيش بيني برنامه هاي اجرايي مناسب با شرايط، نيازها و الگوهاي تقاضاي خاص آنهاست؛ زيرا بازار مسکن به سبب شرايط خاص خود قادر به پوشش دادن تقاضاهايي که الزامات حضور در آن را ارضا نکنند، نيست و نظام برنامه ريزي کشورمان در طول دوره هاي برنامه ريزي (۱۳۲۷-۱۳۸۳) در آن ناموفق ارزيابي مي شود.
مقاله حاضر به موضوع تغيير در ساخت جمعيتي کشور طي دهه هاي گذشته پرداخته و ميزان هماهنگي و همراهي نظام برنامه ريزي مسکن با اين تحول ساختاري را در به دست دادن تعريفي دقيق از «گروه هدف» برنامه بررسي مي کند همچنين ميزان انطباق نظام برنامه ريزي  را با تحولات ساختاري جمعيت و خانوار کشور دراين شش دهه مورد توجه قرار مي دهد. مطابق يافته هاي اين بخش از مطالعه، نظام برنامه ريزي نسبت به تحول وسيع و گسترده اي که در ساختار جمعيتي به وقوع پيوسته بي اعتنا مانده و به تغيير عمده در ويژگيهاي گروهي که نياز اصلي به مسکن را تشکيل مي دهند، عکس العملي متناسب تدارک نديده است. اين امر بويژه زماني اهميت بيشتري پيدا مي کند که بدانيم جوانان به سبب شرايط خاص خود بسياري از شرايط اصلي ورود به بازار مسکن را ارضا نمي کنند و قادر به حضور در بازارهاي کنوني مسکن نيستند. اين پديده به رغم افزايش سهم خود در جمعيت کشور رخ داده است، بنابراين بي توجهي برنامه در ارايه تعريفي ويژه از آنان به عنوان «گروه هدف» نتايج دامنه داري در پي خواهد داشت که حاصل بي اعتنايي به اصل مهم و تعيين کننده «هدف گرايي» در برنامه ريزي مسکن است.